كه اين شخص جذام داشت يا نه و ماوراى آن فوائد بسيار به او اثر كرد و قوت باه مدد نمود و پسرش تولد شد باز هرچند بخان مذكور گفتيم كه از شوربه مار بس كن هرگز قبول نكرد و دست از شوربه باز نكشيد بقول مثل مشهور چاشنهخور به از ميراثخور و طريق تيارى شوربه و خوردن او بدين عنوان است ص مار جوان گرفته بيارند و يك وجب از طرف سرش ببرند و از طرف دم تا زير مقعد قطع نمايند و دور سازند و باقى را گرفته پوشش برآورده و كثافت شكم دور ساخته پارچهپارچه ساخته نمك چسپانيده از آب بشويند و در ريسمان دوخته در آفتاب خشك سازند شش توله از ان پارچه بيك چوزه مرغ پاك و صاف نموده بمصالحه متعارف كه بسيار حار نباشد غرض كه قدرى زعفران و بصل و سير و چند دانه فلفل سياه و يكان قرنفل و يكان دانه قاقله صغار به آب و نمك موافق و بقدرى روغن همه يك جا كرده در ظرف گلى انداخته دهن ظرف از آرد بند نموده به آتش نرم بجوشانند تا لحومات بگدازد و ربع آثار تا يك و نيم پاؤ شوربه در ان بماند از آتش فرود آورده پارچه صاف سازند و شير گرم آن شوربه را بنوشند و پارچه پنبهدار پوشيده بخوابند كه عرق برآيد بر تقدير اگر عرق هم برنيايد صاحب جذام از خواص او محروم نخواهد ماند اما اينقدر هست كه بعد از خوردن شوربه صاحب جذام عرق برآورد زود شفا يابد و در صورت عدم برآمدن عرق بدير شفا يابد بههرحال شفاى كامل در هر صورت هست و بدستور شوربه حى كه افعى نامند كه شش پارچه از گوشت افعى اقل مرتبه دو توله مىتواند شد كه در شوربه بيك شربت بشوربه چوزه مرغ سازند و شش پارچه از كفچه مار كه بالا مذكور يافته مىتواند شد وزن او از پارچه نيم توله بسبب سطبرى به نسبت افعى كه باريك است و بيماران كه استعداد ندارند كه افعى را بخرند يا كفچه مار را پس شرط شش درم پارچه مار سياه در يك چوزه مرغ شوربه سازند و بخورند كه خواص او به سبب كمى شربت از گوشت مار افعى
اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: طولوزان يونانى
ص١٤٣