سازد و بضد اينكه ادويه مطبوخه را بلع نمودن مشكل و متعذر و نمىتواند كه بلع سازد علاج او تنقيه نمودن است خصوصا به حب ايارج فيقرا و لوغاذيه يا به پرديس دى ايروباج كه قسم حب ايارج است كه نسخه اينها در قرابادين اسكندريه مذكور شده است يك درم از ان حبها به آب گرم بخورند و اسهال سازند كه مفيد بامراضهائى كه بالا مذكور است و نيز مفيد مضغ نمودن عاقرقرحا و نيز مفيد تدهينات از معالجات فالج و فالج اللسان
[ معالجه صرع ]
به پلپريه يعنى صرع علاج او بيخ عنب الثعلب مذكور كه بهندى مكوى سياه مىنامند فوه كه مجيهه نامند زوفا بسباسه ناخن كهوله ؟ ؟ ؟ بانجر كه بسريانى كران هست نامند از هركدام هشت درم سرابين كه قسم تركيب است در قرابادين مذكور است دوازده درم بكوبند و مطلوب باشد بياميزند و حبها سازند مثل نخود كه شربت او يك درم است به آب گرم بخورند تا يك ماه استعمال سازند و اگر بعد از خوردن يكان مسهل اين حبها استعمال سازند مستحسن شود و مسهل از ايارج فيقرا و لوغاذيه از ان يك درم به آب گرم بخورند دو سه روز استعمال سازند بعد از ان حبها مذكوره استعمال سازند كه از امراض نجات يابند ديگر كشنيز از سركه بشب خيسانيده كه اين قسم كشنيز را پرورده مىنامند چهار درم و تخم عنب الثعلب مذكور و ناخن حمار كه استر مىنامند كه آن آخر وقت ناخن خلاصه نباشد از هركدام هشت درم همه را بكوبند و پارچه صاف سازند و باز در كهرل انداخته بنوعى بسايند كه غبار شود دو درم از ان سفوف بشش توله آب مرزنجوش آميخته بخورند چند روز استعمال سازند كه مصروع از مرض نجات يابد
[ معالجه جذام ]
پرزبيله كه جذام باشد علاج بدين نوعست عطر گندم تدهين بر ورم جذام نمايند كه عجيب است و تركيب برآوردن روغن مثل روغن بادام است يا آنكه در تابه آهن چند دانه گندم بدارند و از ميل آهنتاب بر گندم به زور بدارند كه گندم بسوزد و دهنيت و عطريت كه در تابه مىباشد گندم دور نموده آن عطر بر ورم جذام تدهين سازند يعنى بچسپانند اما اين علاج پيش از منفجر