شدن جذام سودمند است و هرگاه كه جذام منفجر شود و جراحت سازد مفيد زرنيخ سائيده بر پارچه آلوده بر زخم جذام بهبندند كه درد جذام را زائل سازد و جراحتش بالتيام آورد ديگر زعفران و گل شقائق و كندر كهربا از هركدام دو درم خون سياوشان كه دم الاخوين نامند چهار درم همه را بكوبند و سفوف سازند و قدرى از ان سفوف گرفته در مجمر انداخته بخور آن گيرند كه آن بخور مفيد زائل و فرار نمودن ورم جذام است معهذا از ادويات موافق سررشته اطبا بوجهه احسن جذام زائل نمىشود اين گفته ما مكرر به نظر آمد علاج جذام كه از فضل الهى بتجربهء ما آمده قصه دارد به گوش هوش بشنو كه شخصى قادر حسين خان نامى از قوم نوابت قلعدار ماهى مندل قرب و جوار دار النور محمدپور عرف اركات واقع است جذام داشت و حكيمى معلم الضلع بنامى حكيم على اكبر بود بنوعى حذاقت داشت كه ثانى بو على سينا توان گفت از بيمار مذكور اتحاد و دوستى بدرجه اتم داشت هر نسخه كه در باب جذام معلمان قديم در كتب خودها گفته بودند حكيم مسطور به عمل آورد ليكن فائدهپذير نگشت چون مرض روز به روز اشتداد مىگرفت بيمار بيچاره سراسيمه شده رجوع به من آورد جواب دادم كه آنچه دواها كه اطباء قديم در كتب خودها نوشتهاند حكيم على اكبر به عمل آورد اثر انگشت پس من بيچاره دواى اين مرض از كدام كتاب آرم چرا كه درس من همون ادويههاست پس دواى عمل آورده را باز به عمل آرم چه سود دارد اما معلمان جديد در اصلاح اين مرض بهترين ادويه شوربه افعى فرمودهاند چون افعى در ملك هند و دكهن بهم نمىرسد بعوض او مار سياه كه بهندى ناگ نامند به قوت ضعيفه بدل او مىتواند شد اگر كراهيت نداشته باشند چندى شوربه مار استعمال سازند كه بر ورم جذام مفيد چنانچه خان مذكور خوردن شوربه مار اختيار كرد تا چهل روز استعمال شوربه نمود او سبحانه تعالى كه شافى مطلق است هر درد را دوائى پيدا كرده بنوعى از مرض جذام نجات داد كه احدى نمىشناخت يا جراحت جذام كماد سازند كه عجيب الخواص است .
اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: طولوزان يونانى
ص١٤٢