كلامٌ للغَزاليّ في معنَى الغُرور :
قال أبو حامد : كلّ ما ورد في فضل العلم وذمّ الجهل فهو دليل على ذمّ الغرور ؛ لأنّ الغرور عبارة عن بعض أنواع الجهل ، إذ الجهل هو أن يعتقد الشيء ويراه على خلاف ما هو به ، والغرور هو الجهل إلّاأنّ كلّ جهل ليس بغرور ، بل يستدعي الغرور مغروراً فيه مخصوصاً ، ومغروراً به وهو الذي يغرّه ، فمهما كان المجهول المعتقَد شيئاً يوافق الهوى ، وكان السبب الموجب للجهل شبهة ومَخِيلة فاسدة يُظنّ أنّها دليل ولا يكون دليلًا ، سمّي الجهل الحاصل به غُروراً .
فالغرور هو سكون النفس إلى ما يوافق الهوى ويميل إليه الطّبع عن شبهة وخدعة من الشيطان ، فمن اعتقد أنّه على خير إمّا فِي العاجل أو في الآجل عن شبهة فاسدة فهو مغرور .
وأكثر الناس يظنّون بأنفسهم الخير وهم مخطئون فيه ، فأكثر الناس إذاً مغرورون ، وإن اختلفت أصناف غرورهم
شرح
سخنى از أبو حامد غزالى در معناى غرور
أبو حامد غزالى مىنويسد : هر چه دربارهء ارزش دانش ومعرفت ونكوهش جهل وناداني گفته شده دليل بر نكوهيدگى غرورمىشود ؛ زيرا غرور يكى از أنواع جهل وناداني است ؛ چون جهل عبارت از اين است كه انسان به چيزى بر خلاف آنچه در عالم واقع هست باور واعتقاد داشته باشد وغرور نيز همان جهل است منتها هر جهلي غرور نيست ، بلكه غرور مستلزم وجود دو چيز است : يكى آنچه انسان فريفتهء آن مىشود وديگر عامل فريبنده . بنابراين ، اگر مجهول مورد اعتقاد وباور ما ، چيزى باشد كه با هوس وخواهش نفس سازگار باشد وعامل جهل هم يك شبهه وخيال نادرست باشد وما گمان كنيم كه آن دليل است حال آن كه در عالم واقع چنين نباشد ، جهل ناشى از اين امر غرور نام دارد .
پس ، غرور عبارت است از اعتماد وتكيهكردن نفس به آنچه مطابق هوا وهوس باشد وطبع آدمي ، به خاطر شبهه افكنى وفريب شيطان ، به آن گرايش يابد . با توجه به اين معنا ، كسى كه بر اثر يك شبههء نادرست وبىاساس ، معتقد باشد كه در دنيا يا در آخرت از خير وخوبى برخوردار است ، چنين كسى مغرور وفريب خورده است .
بيشتر مردم خيال مىكنند كه آدمهاى خوبى هستند ، در صورتي كه در اين پندار وتصور خود دچار خطا هستند . پس بيشتر مردم مغرور وفريب خوردهاند ؛ گو اين كه نوع غرور آنها متفاوت است ودرجاتشان در اين مورد فرق مىكند وغرور
و