تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
جابر بن عبد الله : چون پيغمبر ( ص ) فاطمه را به على داد ، جمعى از قريش خدمت حضرت رسيدند و گفتند : دخترت را با مهرى ناچيز بنكاح على ( ع ) در آوردى ؟ حضرت فرمود : من تزويج نكردم بلكه خدا فاطمه را در شب معراج من بنكاح على ( ع ) در آورده در نزد سدرة المنتهى به من وحى كرد كه من نثار كنم ، و من گهرهايى بر حور العين نثار نمودم و حوران آن نثارها را بهم ديگر هديه دهند و بدان افتخار نمايند ، و گويند اين نثارهاى عروسى فاطمه ( ع ) است . و در شب زفاف بر مركب شهباء نشست و به فاطمه گفت : سوار شو ، و به سلمان دستور داد ، كه عنان مركب را بگيرد و پيغمبر ( ص ) خود از دنبال آن را ميراند ، در بين راه صدايى سخت شنيد ، وقتى نظر كرد ، ديد جبرئيل با 70 هزار فرشته و ميكائيل با 70 هزار ديگر آمده‌اند ، پيغمبر ( ص ) پرسيد براى چه به زمين آمده‌ايد ؟ گفتند براى بدرقه فاطمه ( ع ) تا حجله و خانه شوهر ، و جبرئيل و ميكائيل و ملائكه تكبير گفتند و پيغمبر ( ص ) نيز تكبير گفت و از آن شب تكبير گفتن براى عروسىها سنت گرديد . از امام صادق ( ع ) : عروسى را در شب قرار دهيد و روز اطعام نماييد .