و درود بر محمد بهترين انسانها و بر برگزيدگان خاندانش ( ائمه ع ) . اما بعد : يكى از احسانهاى خداوند بر مردم آنست كه به حلال از حرام بىنيازشان كرد و فرمود ( براى جوانان و دختران صالح خود ازدواج كنيد كه اگر فقيرند خداوند به فضل خود بىنيازشان سازد كه خداوند وسعت دهنده داناست » .
سپس « محمد بن على بن موسى » ، ام الفضل دختر عبد الله مأمون را نكاح مىكند ، و مهر او را به اندازه مهر جده اش فاطمه ( ع ) قرار ميدهد كه عبارتست از پانصد درهم ، يا امير المؤمنين به اين مهر دختر را به من تزويج مىكنى ؟ مأمون گفت : آرى او را به ازدواج شما در آوردم و نكاح را قبول كردم و بدان راضى و خشنودم .
از امام ششم ( ع ) : هر كه دخترى را بگيرد و قصد دادن مهرش را نداشته باشد ، در نزد خداوند زناكار است .
از امير مؤمنان ( ع ) : مهمترين شرطى كه بايد وفا شود مهرى است كه زنان را به آن به خود حلال كردهايد و سنت محمد ( ص ) در مهر 500 درهم است ، و هر كه بر سنت بيفزايد آن را رد كرده است و اگر از پانصد درهم يك درهم يا بيشتر را بزن بپردازد و بعد باوى آميزش كند ديگر چيزى به گردن مرد نيست و زن فقط مالك همانست كه
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٣٩٤