أقرب ، ذرو وذرى هر دو را به يك معنى دانسته است .
اما كلمهء « ذرّيه » نيز از همين لغت گرفته شده وبه معناى نسل وفرزند است . ( بر حسب ذرّهء نسبى نطفه ) در صحاح آمده كه ذرء به معنى آفريدن است ونسل جنّ وانس را از همين جهت ذرّيه گفتهاند كه از ذرات « 1 » نطفه يك نفس است . وقاموس نيز آن را نسل معنا كرده است ، أعم از جنّ وانس به عقيدة راغب ذرّيه در واحد وجمع به كار مىرود . وأصل آن جمع است در اين صورت بايد گفت : ذرّيات وذرارى جمع به جمعاند ، مانند أزواجهم وذرياتهم ( غافر / 8 ) .
توضيح اينكه شايد كلمهء « ذرء » كه به معنى آفريدن است بدان لحاظ باشد كه شروع آفرينش آن از مراحل ذرات آغاز شده است .
همچنين ذرّيه كه نسل انسان وحيوانات وغيره است در آغاز تركيب عناصر وذرات مختلف خاكى از طريق نباتات ومواد غذايى به صورت نطفه مذكّر وأول مؤنث در بدن به وجود آمده است كه در قرآن كريم سورهء مؤمنون آية 79 مىفرمايد :
« وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ »
.
كلمه « ذر » بدون تشديد با راء ساكن كه فعل امر هست به معنى رها كن وآزاد ساز ويا واگذار كن مىباشد .
شايان ذكر است كه كلمهء ذرّه شش بار در پنج سورهء مختلف قرآن مجيد آمده ودر همهء آنها همراه با كلمهء مثقال است مثقال كه از لغت ثقل گرفته شده به معنى وزن است .
« مثقال ذرّة » يعنى وزن يكذرّه .
مىدانيم كه دانش امروز تمام تركيبات اجرام وأجسام وفعل وانفعالات وتحركات موجودات عالم هستى را از طريق ذرّات مىداند وأنواع أتمها وخواص
هامش
( 1 ) ژن ذرات نطفه شخص .