تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
امكانات زندگى را براي ادامهء حيات ما فرزندانش فرآهم كند و . . . پس زمين حيات دارد وزندگى مىكند . مثل دوم كرهء خورشيد از نظر ما يك كره آتشين فاقد جان واحساس است ولى همين خورشيد داراى فرزندانى همچون زمين ، ماه وهشت سيارهء ديگر واقمار متعدد واجرام ديگر است كه خود داراى يك خانواده است وعلاوة بر اينكه تمام اعضاى خانوادهء خود را در ميدان مغناطيسى وحوزهء استحفاظى خود مانند يك مادر مهربان با نظام خاصي حفاظت مىكند وبه آنها نور وانرژى مىدهد وابزار حيات ذوىالحياتشان را فرآهم مىكند ، بلكه همهء خانواده‌اش را در كنار خود گرفته در داخل ميلياردها خورشيد هم‌جوار ديگر با خود مىچرخاند ورعايت همجوارى وهمزيستى با آنها را دارد تا خود وخانواده‌اش ادامه حيات داشته وبا آنها زندگى كنند وهمچنين است تمام اجرام كهكشانها واجرام جزاير كهكشانها وغيره . البتة اگر اين ترجمه صحيح باشد در جمله
« وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
يعنى وما از مواد اوليهء « ماء » همه اجرام كائنات را به وجود آورده وحيات بخشيديم . « 1 » پس همه چيزها را بدين طريق از مواد ماء حيات بخشيده است . سپس مىفرمايد :
« أَ فَلا يُؤْمِنُونَ »
آيا پس ايمان ندارند . آيا با اين همه آيات ، با اين همه قدرت خلاقيت ، ايمان نمىآورند ؟ تذكر اينكه : جملهء
« أَ وَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا »
كه در أول آيهء
« أَنَّ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً »
با سؤال تعجبي آمده ، يعنى آيا آنهايى كه كافر شدند نمىبينند كه اجرام آسمانها وزمين بهم پيوسته ويكپارچه بودند ؟ اين لفظ « آيا نمىبينند » در زمان قديم چون نمىشد اجرام آسمانها را با چشم غير مسلح به روشنى وآن طورى كه هست ببينند ، در تفسير كردنش كمي مبهم وغير روشن بود ، چون نه تلسكوپى بود ونه تجهيزات
هامش
( 1 ) بهتر است اين فراز را در آخر همين كتاب از خطبه أول نهج البلاغة بخوانيم .