اگر چه اين مواد را به نام آب « الماء » بكار برده ، ولى ممكن است مثل آب مهل ( مس گداختهء روان ) باشد « ماء كالمهل » كه قرآن در سورهء مباركهء كهف آية 29 دربارهء حالات أهل عذاب در جهنم مىگويد : هنگامى كه ستمكاران جهنمى طلب آب مىكنند ، به آنها آب مىدهند ولى « ماء كالمهل » مثل مس گداخته روان است مىدهند .
« وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا ، يُغاثُوا بِماءٍ - كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ »
يعنى واگر جهنمىهاى أهل عذاب از تشنگى آب طلب كنند . ملازمان جهنم به آنها آب مىدهند ولى آبى كه مثل مس گداخته است كه اگر بخواهند بخورند پوست صورتشان را سوزانده وجدا مىكند كه اين بدترين نوع آب است .
[ خداوند از مواد ماء كل شئ را حيات بخشيده ]
بنابراين استدلالها ، احتمالا
« وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
همان مواد أولية اجرام كل سماوات والأرض است كه به صورت ماء كالمهل به درجه مطلوب ( مثل مواد آتشفشان ) رسانده وآن را با يك انفجار بزرگ پاره پاره كرده واز پارههاى آن كرات موجود عالم را خلق كرده وبه آنها حيات بخشيده است .
در اينجا سؤالي پيش مىآيد كه اگر اين چنين باشد مگر همه چيز حيات دارد كه مىفرمايد :
« وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
جواب آن بسيار روشن است ، بلى همهء كرات وهمه چيزهاى موجود عالم داراى حياتند وزندگى مىكنند . البتة نه مثل حيات موجودات زنده كه جان داشته باشند ( مثل حيوان ونباتات وغيره ) بلكه حيات وزندگى دارند . مثلا كرهء زمين كه تشكيل يافته است از سنگ ، خاك ، آهن ، آب ، معادن ومواد مذاب درونى آن وغيره كه از نظر ما احساس ندارد وبهمنزلهء بىجان وفاقد حيات است . ولى اگر حيات نداشت چگونه مىتوانست با حركات وضعي وانتقالى وساير حركاتش در مدار دقيق خود به دور خود وخورشيد بچرخد وشب وروز وماه وسال را به وجود آورد واگر حيات نداشت چگونه مىتوانست پس از مردن در زمستان در بهاران سبز وخرم گشته وأنواع واقسام نباتات وميوهها ودانهها را براي فرزندانش ( انسانها وحيوانات وساير زندگان ) تهيه كند وهمچنين آبوهوا وتمام