صد كلمه گرچه به غايت نكوست * ترجمهاش بيشتر از لفظ اوست
تو پى الفاظ برو در سخن * لفظ به لفظ آر و تصرف مكن
معنى هر بيت به بيتى بيار * كز تو بماند به جهان يادگار
و براى آنكه در ترجمه خويش دچار لغزش نشود ، از افراد آگاه نيز يارى مىگيرد تا معانى لغات را چنانكه شايسته است به درستى ترجمه كند :
طالب هر عالم و دانا شدم * در پى تحقيق لغتها شدم
صدر زمان حضرت برهان الدين نيز از اين امر استقبال مىكند و چون مرشدى روحانى ، با همت خود به يارى شوقى مىشتابد :
صدر زمان حضرت برهان دين * شاد شد و كرد اشارت بدين
ترجمه اين سخن ارجمند * از نظر همت او شد بلند
شرح معانى چنين مشكلى * حل نشود بىنظر كاملى
در اين هنگام واقعهاى نيز مىبيند كه عزم او را استوارتر مىسازد و سرانجام به سال 875 ترجمه ديوان را به انجام مىرساند :
واقعه هم ديدم و گشتم دلير * پاى درين بيشه نهادم چو شير
ساختم اندر ره عشق و طلب * اين هزج از قول امير عرب
سال شده هشتصد و هفتاد و پنج * كز كرمش يافتم اين طرفه گنج
بنابراين اگر شوقى را بغدادى بناميم با آنچه در مقدمه ديوان آمده تناسب بيشترى دارد و در بيشتر فهرستهاى نسخ خطى نيز او را شوقى بغدادى و در چند مورد فقط شوقى معرفى كردهاند و با توجه به نام خواجه برهان الدين عبد الحميد كرمانى كه ابتدا وزير و فرد مورد اعتماد سلطان ابو سعيد تيمورى بوده و پس از شكست او در مقابل اوزون حسن ، به سمت وزارت امير حسن بيگ تركمان درآمد و تا سال 877 نيز زنده بود ، مىتوان به بخشى از تاريخ زندگى شوقى نيز دست يافت با در نظر گرفتن اينكه وى نظم ديوان را در سال 875 به انجام رسانده است و اين تاريخ در نسخههاى خطى ديوان نيز مضبوط است 79 .
براى آگاهى از ميزان قدرت شاعرى شوقى ، بايد ديوان او را به دو بخش مجزا تقسيم نمود . بخش اول ، يعنى سى و هشت بيت آغاز كتاب كه يادآور سبك