تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
ضمير : انديشه و خاطر و اندرون دل و آنچه در دل گذرد و نهانى

ط

طاغى : از حد درگذرنده و كسى كه از حد طاعت و ادب درگذشته باشد طاير : پرنده طرح افكندن : بناى چيزى انداختن طرفه : چيز نو و خوش طعن : نيزه زدن طغيان : از حد درگذشتن ، مجازا ظلم و نافرمانى طيبت : مزاح و خوش‌طبعى

ع

عارى : برهنه عاريت : آنچه بدهند و بگيرند عاصى : نافرمان عافيت : صحت و سلامتى ، رستگارى عالىجناب : آستانهء بلند ، آستان رفيع ، عالىحضرت ، عنوانى است كه وزيران و بزرگان و روحانيان ارجمند را بدان خطاب كنند عامر : آبادكننده ، اينجا به معنى آباد به كار رفته است عبيد : بنده‌ها و غلامان ( اسم جمع ) عجب : تكبر و خودبينى عجمى : آنكه عربى زبان نباشد عدن : اقامت و در جايى هميشه بودن و باغهاى بهشت كه مردم هميشه در ان خواهند بود عدو : دشمن عديم : نابود ، نيست شده عذب : خوش‌گوار
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 268 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى