2 / 315 : متوجين : تاجداران [ ميبدى ، ص 723 ]
2 / 324 : يجينى : امر غايب از جاء ، بايد بيايد به من [ ميبدى ، ص 768 ]
1 / 334 : متغير شد مرا روزگار و نمىداند كه من غالب مىشوم و ترسهاى كارهاى بزرگ آسان مىشود [ ميبدى ، ص 750 ]
2 / 334 : اعتداؤه : بيداد كردن آن [ ميبدى ، ص 750 ]
8 / 335 : و منع كنيم از ستم كردن آن كس را كه اميد دارد ستم كردن بر ما ، بهر تيغ روان در پنجهء تيز كرده [ ميبدى ، ص 764 ]
1 / 341 : محفظات : به خشمآورندهها [ ميبدى ، ص 776 ]
2 / 344 : السادى : السادس [ ميبدى ، ص 781 ]
8 / 346 : « و منم آب داده شده به كاسهاى كه مزهء جانها دروست . [ ميبدى ، ص 796 ]
6 / 355 : تشظّى : تفرّق جوانمردى كه گريختند سواران از او گويا كه مىديدند بديدن او شيرى مسلط بريشان شكاركننده . [ ميبدى ، ص 793 و 794 ]
7 / 355 : تفادى : رهايى جستن . رهايى جويند ددهاى زمين ازو ، رهايى جستنى [ ميبدى ، ص 793 و 794 ] - ضبط مل با ترجمه فارسى سازگار است .
5 / 375 : و جزع مكن چون رسيد مصيبتى پس بسيارست براى خدا از لطف پنهان .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص١٩٣