تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
الأرض بود تا جزو نسبت بيرون آمد / لطمح . اين را در آن فضل كه ميان دو تفاوت گرفته بوديم
I
ضرب كرديم تا حاصل آمد تعديل چندين / ه‌وكد . اين را بر آن تفاوت بلدي افزوديم چون كمتر از
I
تفاوت فلكى بود تا حاصل آمد قوس تسيير / مط
xx
يطمو . واين قوس تسيير چون با آن موافق آمد پس معلوم
I
شد كه آن عمل صحيح است . در مثال ، عرض كوكب قلب را اعتبار نكرديم ؛ وتحقيق اين عمل آن است كه عرض
I
أو را اعتبار كنند ، وهر كوكب را كه عرض باشد مطالع ممر أو استخراج بايد كردن به فلك مستقيم ، ومطالع
I
درجهء طلوع أو به بلد ؛ ومغارب همچنين تا عمل صحيح بود .
فصل 5 : در تسيير منكوس به مذهب
I
بطلميوس هيلاج را بر خلاف توالى بروج وآن چنان است كه چون آفتاب هيلاج باشد ودر
I
تاسع بود ، أو را تسيير منكوس كنيم به سابع . يعنى مطالع را از مطالع نظير جزو آفتاب به بلد كم كنيم
I
تا قوس حاصل آيد . آن گاه نظر كنيم تا جرم يا شعاع كدام كوكب ، ميان هيلاج ودرجهء سابع واقع
I
است . اگر آن كوكب سعد است در عطيهء جزو زيادت كند ؛ واگر نحس است نقصان كند وكواكب
I
سعد زيادت كند . مشترى وزهره وعطارد مسعود است وشعاعات ايشا [ ن ] مطلقاً وكواكب
I
نحسى نقصان كنند ؛ وجرم زحل ومريخ وعطارد منحوس است وشعاعات ايشان مطلقاً .
I
اما آن زيادت يا نقصان مقدارى است كه نسب أو به اجزاى ساعات زماني نهار كوكب
I
اگر فوق الأرض بود ، يا اجزاى ساعات زماني ليل واگر تحت الأرض باشد ؛ همچو نسبت
I
بعد آن كوكب بود از سابع به درجات مغارب با قوس نهار أو اگر فوق الأرض باشد ، يا قوس
I
ليل أو اگر تحت الأرض بود . به عبارتى ديگر گوئيم كه نسبت آن مقدار كه زيادت مىكند نقصان
I
به يكى ، همچو نسبت بعد كوكب بود از سابع به درجات مغارب با دوازده اگر فوق الأرض باشد
I
يا تحت الأرض . حساب وجه أول ، ضرب كنيم بعد كوكب را از هفتم به درجات مغارب ،
I
در اجزاى ساعات زماني نهار أو ، اگر فوق الأرض باشد ؛ وحاصل را قسمت كنيم بر قوس