مضبوط گردانند آن كتاب را زيج خوانند . وزيج ، معرب زيگ است . وزيگ به پارسى ، نام آن ريسمانهاست
I
كه نقشبندان ، نقش جامهها « 1 » بر آنجا بندند وآن قانوني است جامه باف را در معرفت بافتن
I
جامههاى منقش ؛ همچنان كه « 2 » زيج ، قانوني است منجم را در شناختن نقوش وأوضاع فلكى . وخطوط جداول
I
أو در طول وعرض ، شبيه است به آن ريسمانهاى زيگ در طول وعرض كه در هم كشيدهاند ؛ زيرا كه كيفيات
I
نقوش ثياب ، از آن ريسمانهاى زيگ پيدا مىشود ؛ چنان كه كميات حركات كواكب ، از جداول زيج ظاهر مىگردد .
I
پس به حسب اين مشابهت ، اين كتاب را به پارسى زيگ گفتند ومعرب گردانيدند تا نام أو زيج شد .
I
باز از زيج ، مواضع ستارگان را در روزهاى يك يك سال بيرون مىآرند در طول وعرض ، واتصالات
I
ايشان را با يكديگر وطالعهاى فصول واجتماعات واستقبالات وقرانات وكسوفات وخسوفات ورؤيت
I
أهله ومانند آن ؛ ودر دفترى مىنويسند وآن را تقويم مىخوانند .
وصاحب رصد در اين صنعت ، به مثابت نقش
I
بند است ؛ وحلال زيج ، به مثابت جامهباف ؛ وتقويم نويس ، به مثابت خياط . پس تا رصد نباشد زيج نتوان
I
ساخت وتاريخ نباشد ، استخراج تقويم نتوان كرد كه حكم ناآمده از آنجا معلوم شود .
وفايدهء تقويم آن است
I
كه اختيارات جزوى روزهاى سال ، وأحوال گردش روزگار ، وصلح ملوك با يكديگر وحرب وايمنى وپريشانى
I
وتندرستى ورنجورى مردمان ووبا وارزانى وگرانى نرخها وبارندگى وخشكى سال از آنجا معلوم گردد .
I
وفايدهء زيج آنكه هر فرزندى كه در وجود آيد طالع مولود وتحويل وى ، از آنجا استخراج كنند تا أحوال أو از درازى
I
عمر وكوتاهى ونيكبختى وبدبختى وتندرستى وبيمارى وتوانگرى ودرويشى ورنج وراحت از آنجا دانسته
I
شود .
وفايدهء رصد آنكه اگر در مواضع كواكب به مرور أيام ، خللى ظاهر شود وآن را صاحب رصد راست كند
I
تا در اين احكام كه گفته شد خطا كمتر واقع شود ؛ چه اگر يك درجه در تقويم كوكبى خطا باشد يك سأله در احكام
I
تسييرات ، تفاوت افتد ؛ واگر يك دقيقه خطا باشد شش روز در اين احكام ، تفاوت كند . اين است
I
معنى رصد وزيج وتقويم وفايدهء آن .
باب دوم : در بيان تقسيم وألقاب دواير
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] جامها
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] همجنانك