تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
« أمالي » است : لَا تُدِلُّوا رِقَابَكُم بِتَرْكِ طَاعَةِ السُّلْطان ! تا اينكه مىفرمايد : وَإنَّ صَلَاحَكُمْ فِى صَلَاحِ سُلْطَانِكُمْ وَإِنَّ السُّلْطَانَ بِمَنْزِلَةِ الوَالِدِ الرَّحِيم ؛ فَأحِبُّوا لَهُ مَا تُحِبُّونَ لإنفسِكُمْ وَأَكْرَهُوا لَهُ مَا تَكْرَهُونَ لِانفسِكُمْ . - خودتان را به سبب ترك أطاعت از پادشاه خوار وسرافكنده نكنيد ! صلاح شما در صلاحديد پادشاه است ! پادشاه به منزلهء پدر مهربان است ، پس دوست بداريد براي أو آنچه را كه براي خودتان دوست مىداريد ! وكراهت داشته باشيد براي أو آنچه را كه براي خود كراهت داريد ! - حديث ديگرى كه آنهم در همين كتاب معتبر وارزنده است : قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ : طَاعَةُ السُّلْطَانِ وَاجِبَةٌ ، وَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ السُّلْطَانِ فَقَدْ تَرَكَ طَاعَةَ اللَهَ عَزّ وَجَلَّ وَدَخَلَ فِى نَهْيِهِ : - أطاعت از پادشاه واجب است ، وكسى كه مطيع پادشاه نباشد ، مطيع خداى عزّ وجلّ نمىباشد ، واز فرمان خدا سرپيچى كرده است . مى بينيم در اينجا بدون هيچ ابهامي أطاعت از پادشاه را أطاعت از خدا مىداند . امّا وجوب أطاعت از پادشاه به موجب اجماع ، چون ما اجماع را كاشف قول معصوم مىدانيم ، وسر سلسلهء معصومين ، أطاعت از پادشاه را واجب فرموده ، نظر به وحدت ملاك ، از اين لحاظ هم أطاعت از پادشاه واجب است . بخصوص بر ما ايرانيان كه در حقيقت به فرمودهء مولاي متّقيان أمير مؤمنان ، داراى ويژگيهاى ايمان وخصائص روحاني هستيم ، واز طرفي هم به شهادت تاريخ از لحاظ سنن ملّى هم فرمان شاه را فرمان خدا مىدانيم ، چه فرمان يزدان چه فرمان شاه . وناگفته نماند چون به موجب مفاد أخبار عديده أطاعت از پادشاه مُسَلَّم الصدور از معصوم است ، اين را هم با توجّه به وحدت ملاك مانند إجماع مصطلح مىدانيم . اما دليل عقلي دائر به لزوم أطاعت از پادشاه ، بديهي است سرپيچى از فرمان پادشاه عادل ودانا وتوانا ، موجب اختلال نظم واز هم‌گسيختگى