تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ذو القعدة وغيرها كم كم از بين رفت نه كسى از اين ماهها ، واز دخول وخروجش خبري داشت ونه اعمال روزانه وتكاليف اجتماعيّه وتشريفات ودعوت‌ها وجشن‌ها وماتم‌ها وعزاهاى خود را بر اين ماهها منطبق مىنمود . فقط ماه محرّم به جهت عزادارى ، وماه رمضان به جهت روزه ، قدرى معروف‌تر بود ، وبجز پيرمردان تمام مردم كه مىخواستند مثلًا در ما رمضان روزه بگيرند مىگفتند : مثلًا بايد امسال از 15 بهمن ماه تا 14 اسفند ماه روزه بگيريم ، همچون جوانان مسلمان در خارج از كشور كه أعمال عباديّهء خود را با روزهاى ماههاى فرنگى همچون فوريه ومارس وآوريل ومه وژوئن وژوئيه وغيرها منطبق مىنمايند . واين درست ، در خطّ همان راهى است كه استعمار كافر براي منزوى كردن آئين استوار اسلام كشيده وترسيم نموده است ، واز اينجا نيز درست در مىيابيم كه آن كافر تا چقدر در انجام مرام خود پيروز شده ، ونامهاى أجنبي وزردشتى را به جاى نامهاى اسلامى نشانده ، ودست هر مرد وزن ، ومورد استعمال هر عالم وعامي ، وهر ادارى وبازارى ، وهر كارگر وكشاورز داده است « 1 » ، تا جائى كه از
هامش
( 1 ) ونظير اين تغيير را در ساعات دادند ، چون بنا بر دخول ماههاى قمري كه ابتداء آنها خروج قمر از تحت الشّعاع ورؤيت آن بعد از غروب آفتاب است ، اوّل هر ماه قمري از اوّل شب آن شروع مىشود ، وشب هر روز مقدّم بر روز آن است . وبنابراين ساعت 12 اوّل غروب وابتداى دخول شب است . وهر ساعتي كه بگذرد يك ساعت از شب گذشته است فلهذا در شرع مقدّس وارد است كه در ساعت اوّل ويا دوّم ويا سوّم ويا چهارم از شب گذشته ، انسان چه تكاليفى را انجام دهد ، واين در صورتي است كه مبدأ حساب ساعت را كه اوّل شب است ساعت 12 يعنى سر دسته قرار دهيم . در اينصورت اوّلًا روشن است كه چند ساعت از شب ما گذشته است ، ساعت 6 يعنى 6 ساعت از شب گذشته است ، وثانيا در سپيدى روز مىدانيم كه ما چند ساعت روز داريم ، زيرا ساعت 12 يعنى غروب آفتاب وابتداى شب ، پس ساعت 5 در روز مىدانيم كه ما 7 ساعت روز داريم وساعت 9 مىرساند كه ما 3 ساعت روز داريم ، وعلى هذا ساعت غروب كوك براي تعيين مقدار شب وتعيين مقدار روز بسيار ساده ومفيد است . ومسلمان كه مىخواهد از شب خود استفاده كند واز روز بهره‌مند شود مىداند چقدر از شب گذشته است وچقدر به روز باقيمانده است . وامّا ساعت‌هاى زَوالى ( ظهر كوك ) شب وروز را نشان نمىدهند ، آنها فقط نصف شب ونصف النّهار را نشان مىدهند ، در صورتيكه مبدأ كار ما از اوّل غروب است ، مبدأ نصف شب به چه درد ما مىخورد ؟ وعلاوة ساعت 1 يعنى يك صبح ، در حالي كه از اوّل شب ما چند ساعت بيشتر گذشته است وساعت 1 ساعت يك نخواهد بود . براي مسلمان صبح عبارت است از اوّل فجر صادق ويا از اوّل آفتاب واز آن به بعد روز أو شروع مىشود ، نه از ساعت نصف شب . مبدأ نصف شب براي كساني است كه بين شب وروز وابتداى هر كدام وانتهاى هر كدام فرقى نمىگذارند ، وفقط اجمالًا 24 ساعت خود را به 2 تا دوازده ساعت با بمدأ نصف النّهار ونصف اللّيل تقسيم كرده‌اند . مانند أقوام غير مسلمان . ودر اينصورت از ساعت 12 شب به بعد متعلّق به فرداى آن روز بوده ونصف از شب بعد از آن روز تا ساعت 12 نيز متعلّق به همان روز است . يعنى هر روز تمام ، دو نيمه شب در جلو وعقب دارد . فلهذا مىگويند : شب سه شنبه وسه شنبه شب . يعنى شب پيش وشب بعد ! ولى بر أساس ماههاى قمري كه حتماً هر روز يك شب تمام دارد ، وآن شب پيوسته قبل از آن روز مىباشد ، اشتباهى هم رخ نمىدهد . شب سه شنبه يعنى شب پيش از روز سه شنبه ، وشب چهاردهم رمضان يعنى شب بعد از روز سيزدهم رمضان وهكذا . تمام احكام وتكاليفى كه براي شب‌ها مقرّر شده است براي شبهاى قبل از روز بوده وابتداى آن دستورات از اوّل شب است ، يعنى ساعت 12 سر دستهء غروب كوك . ولى چون ساعت‌هاى ظهر كوك در كشورهاى غربى مرسوم بود ، كم كم حكومت‌هاى مسلمانان بر أساس ساعت گرنويچ كه زَوالى است ، ساعتهاى خود را ميزان كردند وملّت‌ها نيز رفته رفته از حكومتها پيروى نمودند وبراي استماع راديو وغيره كه به ساعات زَوالى بود ، وبراي فرستادن أطفال خود به مدرسه ، وبراي رفتن به إدارات ، ساعتهاى منازل خود را نيز ظهر كوك نمودند . در صورتي كه براي آنان از ساعت غروب كوك منافع بيشترى حاصل بود . ساعت ظهر كوك را ساعت فرنگى كوك ، ويا ساعت انگليزى ، وساعت غروب كوك را ساعت شرعي مىناميدند .