شاخه همچون جانور بجنبد ، واين درخت به هندوستان باشد ، وأو را درخت آفتاب خوانند ونظير أو در شهرهاى ما درختى هست كه به شب همچون آفتاب افروخته تابد وبدين صفت ، سه گياه هست وما هرسه را درختان آفتاب گوييم وبعضي حكيمان درخت عطارد گويند وآن يبروح است وسراج القطرب وقسىشا ، واين سه گياه آفتاب ، به خاصيّتهاى ظريف وافعال عجيب كه اين درختان را است ، مر آن درختان جنبندهء هندوستانى راست ) / واز جانب چپ أو راسوى آفتاب ( واين عظيم راسويى است وعجايب افعال أو در كتاب دوابالى مذكور ) .
هركه بر اين درجه زايد متديّن ومقبل وبيرونآرندهء أصناف علوم وعجايبهاى پوشيده كه كس نداند ، باشد .
درجهء چهارم از برج دلو
برآيد در اين درجه شفتالو دانهيى ، زردآلو دانهيى ، خرما دانهيى ، زيتون دانهيى ، سبستان دانهيى ، سنجد دانهيى ، حبّة الخضرا دانهيى ، آلو دانهيى ، وهر رقم دانه از ميوهها كه دانه دارد / واز جانب راست أو برآيد دلوى به رسن سياه بسته ومردى بدان دلو از چاهى آب ( خوش ) ميكشد / واز جانب چپ أو دلوها ورسنها وچيزهايى كه به دلو مانند وجز دلو باشند ( بلكه ايشان كلنگان فلك باشند كه هرگز نميرند ومتغيّر نشوند ) .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى غليظ وسختدل وبيرحمت ، وظالم وبىانصاف باشد واز ملك وعمر خود برنخورد .
درجهء پانزدهم از برج دلو
برآيد در اين درجه استخوان بومهاى بزرگ وسگان سپيد وسرخ وسياه وخاكرنگ كه استخوانها را ميخورند / واز جانب راست أو برآيد تنگهاى كاغذ چينى در كشتى كه