تضرّع ميكنند بت مرّيخ را تا آن بت از خداى ايشان - يعنى مرّيخ - در خواهد تا شرّ بارانهاى بسيار كه عمارتهاى ايشان را ويران ميكند كفايت كند ) / واز جانب چپ أو معلّمى كه كودكان را ( اشعار قدماء وحكمت ووصيّت ايشان ) ميآموزد .
هركه بر اين درجه زايد توانگر باشد وصنعتهاى بسيار از دست أو بيايد كه شايستهء پادشاهان باشد ، چون سرّاجى وخيّاطى وشطرنج .
درجهء دهم از برج دلو
برآيد در اين درجه صورت مردى جوان ( كه از أو خوشروتر ونيكوبوىتر ونيكولباستر نباشد ) بر سر أو تاجى گران است ( واين تاجى باشد از زر ، مرصّع كرده به گوهرهاى قيمتي همچون ياقوت وزمرّد والماس ومرواريد گرد بزرگ ) ودر پاى أو نعلين زرّين ، بر خرى سرخموى نشسته ودر هوا ميرود ( بر زمين قرار نگيرد ، ونه سخت بلند شود كه أو را نتوان ديد ) / واز جانب راست أو برآيد جوانى بزرگريش وپهن پيشانى ( رييس امّتى از روى كهانت ) / واز جانب چپ أو زنى ( سياه وبزرگتن وخوبروى ، وهمچون همهء سياهان سبكروح ( زن اين مرد كه ذكر أو كرده شد ) .
هركه بر اين درجه زايد در اوّل عمر بدبخت بود ، بعد از آن نيكبخت شود وبه پادشاهان پيوندد ورياست مردمان بسيار كند .
( بوبكر وحشى ميگويد كه اين طالع موسى بن عمران است كه رييس اسرائيليان بود وپيغمبر وقت ايشان ، بر نه درجه وچهل وچهار دقيقه از برج دلو زاده ، وآفتاب بدين درجه نزديك بود در برج عقرب ، وزحل در ميزان در دوازده درجه از مشرق آفتاب ، وماه در برج سرطان به تربيع زحل ، ومشترى در سر برج جدى ، ومرّيخ در نيمهء دلو ، وعطارد وزهره مقارن با يكديگر در برج عقرب - راجع واز شعاع آفتاب بيرون آمده در ناحيت تشريق ، وجوزهر در برج دلو ، وقران در برج دلو افتاد به عقب كسوف كلّى آفتاب . لاجرم به مصر بيرون آمد وبني إسرائيل را دعوت كرد ، واين از جهت آن گفته شد ، تا شرف اين درجه معلوم گردد ) .