نشسته ، ديوارها را گچكارى ميكند ونان وباقلى ميخورد .
هركه بر اين درجه زايد كر وگرانزبان وخنثى باشد .
درجهء بيست ودويم از برج دلو
برآيد در اين درجه صورت سياهى ، با قميص سياه كوتاهى ، ودر پاى أو كفشى ، ساق پاى برهنه ، ودلوى بر سر نى پارسى بسته ، از چاه آب برميكشد وبوستان را آب ميدهد / واز جانب راست أو برآيد كنيزكى ( كه خوبى أو به وصف در نيايد ) / واز جانب چپ أو يك يبروح رسته در صحرايى ، گردبرگرد أو مور بسيار بزرگ .
هركه بر اين درجه زايد كاهن يا منجّم بود ، يا هردو ، از غيب خبرها دهد واز حوادث وعلمها استنباط وجادويى كند ، چنانكه خواسته باشد .
درجهء بيست وسيم از برج دلو
برآيد در اين درجه مردى جادو ، بر سنگى مانند آبگينه صافي - در أو صورت آفتاب وماه - تكيه كرده ، ودر پيش أو كتابي به خطّ شوهى نوشته / واز جانب راست أو مردى نشسته ( كتب علمي كه خود استنباط كرده مينويسد ) / واز جانب چپ أو پنج كس در هيكل ماه نشسته ( وميانديشند كه بودنيها چگونه بوده است وچگونه باشد وپس از اين چگونه خواهد شد ، ومر دهر را قبل وبعد چگونه بوده وبعد از اين چگونه بود ) .
هركه بر اين درجه زايد سودايى وبيهودهگوى باشد ونميداند كه چه ميگويد وچه ميشنود ، وهميشه كأرش همين بود .
درجهء بيست وچهارم از برج دلو
برآيد در اين درجه هدهد بسيار ، بعضي مرده وبعضي زنده ميپرند ، وبعضي جان ميكنند / واز جانب راست أو گنجشكان وموشان جنگ ميكنند به دندان ومنقار / واز