بر گاو نشسته ، با أو مردمانى كه انبانها دارند وشمشير وتير ( وشعر ميخوانند ) / واز جانب چپ أو مردمانى به شكل زنگيان ( كه در ايشان نتوان نگريست ) ، نزديك ايشان كاسههاى غذاهاى خوردنى ( كه نتوان خورد ) وبخارى ( عظيم متكاثف ) از آن كاسهها بيرون ميآيد .
هركه بر اين درجه زايد توانگر باشد ومانند پادشاهان زندگانى كند ومعاش أو از دهقانى باشد .
درجهء پنجم از برج دلو
برآيد در اين درجه مردى با كلاهى شبپوش از خز وپيش أو خنوران سفالين پر شراب ممزوج زرد وسرخ / واز جانب راست أو برآيد دم طاووس وخمبرهء خرد ( در أو زهر ) ويك نيمه بزغالهء بريان / واز جانب چپ أو يك نيمهء اوّل از تن گاوميش ، ونيمهء آخرين از ما هي ، ونيمهء اوّل از شير بزرگ وكتف أسب .
هركه بر اين درجه زايد در نيمهء اوّل از عمر خود درويش بود ودر آخر توانگر گردد ومال بسيار جمع كند وعمر دراز يابد ودر مطالعهء كتب علمي رغبت نمايد ( خنك أو وآن كس كه با أو آشنايى دارد ) وتا آخر عمر به خوشدلى گذارد .
درجهء ششم از برج دلو
برآيد در اين درجه سطلى از مس وطاسى با گوشه وبرگى سبز ، بر أو صورتي كشيده ، سر أو چون سر شير وسينهء أو چون سينهء كركس وپايها وبالهاى أو مانند بط / واز جانب راست أو برآيد دو مرد ، روى در روى كرده ودستها برداشته ( دعا وزارى ميكنند واز خداى ، تعالى ، پسرى ميخواهند ) / واز جانب چپ أو چوبى ، ومنبرى از آبگينه ، در أو بتي مسين ( وچون آفتاب به زوال رسد آن مس زرد شود ) .
هركه بر اين درجه زايد بازارگانى متصرّف باشد وآخر عمر أو به از اوّل آن بود كه از تجارت مال بسيار جمع كند وخوشدل زندگانى كند .