تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
عطف شده يا عطف نشده و در صورت اول بايد بين دو جمله ، قدر جامع مشتركى باشد ؛ مانند آيهء :
يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها
« 1 » . و مانند آيهء :
وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 2 » . كه به جهت تضاد بين قبض و بسط ، و فرورفتن و بيرون شدن ، و فرودآمدن و بالا رفتن ، و شبه تضاد ميان آسمان و زمين ، به يكديگر عطف شده‌اند . و از جمله مواردى كه سخن در آن حالت تضاد را دارد ، عبارت است از : ذكر رحمت بعد از عذاب و رغبت پس از رهبت . و شيوهء قرآن چنين است كه هرگاه احكامى را ارائه مىنمايد ، به دنبال آن ، وعد و وعيد ذكر مىكند ، تا انگيزه‌اى باشد براى عمل به آنها . و سپس آيات توحيد ، و تنزيه خداوندى مىآيد تا اينكه عظمت آمر و ناهى ، معلوم گردد . و در سوره‌هاى بقره ، نساء ، مائده ، و ديگر سور ، اگر دقت كامل گردد ، ملاحظه مىكنيم كه همين شيوه دقيقا اعمال گشته است . 3 - اگر جمله دوم ، توسط يكى از حروف عاطفهء اشتراكى با جملهء قبل ، پيوند بخورد در اين صورت لا بد ستونى متصل وجود پيدا خواهد كرد كه اتصال دو جمله را از بعد معنوى ، نشان مىدهد . و آن ستون ، قرائنى است معنوى كه ارتباط را مىرساند و هر كدام از اين قبيل ارتباطات ، اسباب و دليلهايى دارند كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مىگردد : 1 - تنظير آوردن : ملحق نمودن چيزى به نظير خودش از آداب عقلاست ، مانند آيهء :
أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
« 3 » و به دنبال آن مىفرمايد :
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ * وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ
زيرا خداوند متعال به پيامبرش امر فرمود كه در
هامش
( 1 ) حديد : 4 . ( 2 ) بقره : 245 . ( 3 ) انفال : 4 - 5 .