تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
از نزديكها و آرمانهاى كوتاه چشم بپوشى . بايد اين پست و حقيرها را فداى آن بلنديها و كمالها بنمائى و اين سيرهء مستمره تمامى پيشاهنگان قافلهء علمى بشرى بوده و قانون تكامل و سنت الهى همين را اقتضا دارد كه :
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
، بايد از دنيا و ما فيها رست و سبكبال شد تا مسير پرپيچ‌وخم قله را پيمود كه سبكبالان نجات مىيابند ، آن بازار را متاعى دگر است و از امتعه و كالاهاى ظاهريه و ماديه پائين قله خبرى نيست پس بكوش تا كالاى مناسب بر آن بازار برى و همانگونه كه تو اى محصل در ظاهر نزديكان و بستگان را رها نموده و به ديار عشق و دورها سفر مىكنى و در غربت مأوى مىگزينى بايد با همّت بلند و مردانه كه كوه را از جاى مىكند از مطامع مادى دنيا چشم بپوشى تا بتوانى به آن سوى آتش آز و حرص و شهوت و دنياپرستى قدم نهاده و به جهان نور برسى و بقول مولى على ( عليه السلام ) آزاد مردى باشى كه اين لماظه را براى اهلش بگذارى كه الا حرّ يدع هذه اللماظة لاهلها ، آرى بايد از تن‌آسائى گذشته و مرد دانا شد كه آن چه بسيار و اين چقدر كم است و بايد عالم حيوانى را پشت سر نهاده به عالم انسانى راه يافت كه اين هدف خلقت است :
أيها الناس جهان جاى تن‌آسائى نيست * مرد دانا به جهان داشتن ارزانى نيست مردگان را خبر از زمزمهء مرغ سحر * حيوان را خبر از عالم انسانى نيست
د : رذائل نفسانى : در جهان درون هر انسانى على الدوام جنود رحمن با جنود شيطان در ستيزند و تا انسان از دام و كمند جنود ابليس نرهد در حقيقت قله را فتح ننموده اگر چه با كوشش زياد و بيدارخوابيها جسم و مغز انسان به بالاى قله رسد ولى جان و روح وى همچنان در پائين درّه گرفتار كثرات است ،