قبيح است و يا در علم تفسير اگر يك نفر مبتدى را بر ابن عباسها مقدم بداريم و ترجيح دهيم قبيح است و مولاى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد .
2 - قرآن هم تصريح فرموده كه با وجود بهتر به سراغ ديگران نبايد رفت آنجا كه مىفرمايد :
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« يونس / 35 » .
يعنى آيا كسى كه خود راه را يافته و رفته و آشناى به راه است او سزاوارتر است كه هادى و راهبر و زمامدار مردم و جامعه اسلامى باشد ؟ يا كسى كه خود راه يافته و هدايت شده نيست بلكه نياز به هادى و راهبر دارد ؟ پس چه شده است شما را چگونه داورى مىكنيد ؟ و امّا احتمال ثانى هم باطل است زيرا با وجود مساوات ترجيح فردى بر ديگران و تعيين آن دليل دارد و جاى اين هست كه چرا او انتخاب شد ؟ مگر نه اينست كه ترجيح بلا مرجح محال است پس باقى مىماند احتمال سوم كه خليفه مسلمين بايد :
لا يقترين انسان به مقام خلافت باشد چون خلافت ارثى و سنى نيست .
سياستمدارترين انسان امت اسلامى باشد تا جامعه را بطرق صحيح راهبرى كند .
شجاعترين انسان باشد تا در مقابل حوادث روزگار بتواند كشتى متلاطم امت را به ساحل نجات برساند و از تهديدات ديگران نهراسد كه مولى على ( عليه السلام ) فرمود :
و اللّه لو تظاهرت العرب على قتالى لما وليت عنهم .
سازشناپذيرترين انسان باشد در برابر دشمنان خدا كه سيد الشهداء ( عليه السلام ) فرمود :
فو اللّه لو لم يكن فى الدنيا ملجأ و لا مأوى لما بايعت يزيد .
آگاهترين فرد به مصالح اسلام و جامعهء اسلامى باشد كه مولى على