الف : نص خدا و رسول .
ب : دعوت به خويشتن .
و معتقدند كه نصى در ميان نيست و لذا نوبت به دعوت مىرسد آنگاه مىگويند : هر انسانى فاطمى كه با شمشير به امر به معروف و نهى از منكر برخيزد و اجراى احكام دين كند و مردم را به خويش دعوت كند امامت او صحيح است .
3 - اهل سنت عموما معتقدند كه راه تعيين خليفه احد الامرين است :
الف : نص خدا و رسول ب : انتخاب مردم و اهل حل و عقد و مىگويند : چون نص نداريم نوبت به انتخاب مىرسد و مسلمانان جمع شده و بالاجماع ابى بكر بن ابى قحافه را به خلافت برگزيدند .
4 - شيعيان اثنى عشرى مىگويند : تنها راه تعيين امام نص است و امام بايد از طرف خدا و رسول بر امامت او تصريح شده باشد و انتخاب مردم تأثيرى ندارد و دو دليل هم بر اثبات اين مطلب مىآورند :
1 - سابقا به اثبات رسيد كه امام بايد معصوم باشد حال مىگوئيم :
شرط امامت عصمت است و جز خداوند كسى از مقام عصمت كه يك امر باطنى است اطلاع ندارد پس غير خدا كسى لايق نيست كه امام پس از پيامبر را انتخاب كند .
2 - سيره نبويه : هر انسانى با زندگانى پيامبر اسلام سر و كار داشته باشد و سيرهء حضرتش را مورد مطالعه قرار دهد خواهد يافت كه آن حضرت همانند پدرى مهربان و بلكه مهربانتر از پدر در كوچكترين امور پيروانش را ارشاد فرموده حتى در مورد قضاء حاجت آن همه دستورات فراوان دارد كه در كتب فقهيه در باب طهارت مذكور است و همچنين نسبت به مندوبات و مكروهات ديگرى كه در سراسر فقه مذكور است و نيز تاريخ مىگويد : نبى
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٢٥