أو را ديگر فائده هست ( - خ ) . - 15 - وآنگه از عرض بديگرى پيوندد ( - خ ) .
480 : 4 - س : مثال اين مشترى بيست درجه حمل . - 6 - آنگه اگر اين پيوند طبيعي . - 9 - بدهم درجه سنبله ونگرستن ( بود : ندارد ) . - 11 - در آخر سطر « را » سقط شده است .
481 : 1 - س . بهره بود چون خانه . - 1 - يا شرف يا شرفش آنجا بود . - 2 - اين شهادت بود آنجا يكى يا بيشتر . - 3 - أو را غريب وگر آنجاى ( خوانند :
افتاده است ) . - 3 - چون وبالش با هبوطش . - 7 - أو را بدان منسوب كنند . - 10 - چون آفتاب بروز ( - خ ) .
482 : 2 - س : شهادت را هيچ ترتيب هست .
483 : 5 - س ، خ : از منجّمان مثلّثه را بر حدّ ووجه مقدّم دارد .
484 : 9 - س : وحالها كه از افقند وديگرگونه ( - خ ) . - 12 - حيز وحلب چيست . - 13 - زبر زمين وپشت زير زمين ( تصحيف است ) .
485 : 1 - س ، خد : واين حلب خوانند وگويند ستاره بحلب خويش است . - 4 - س : أو را چيز نام كنند ( تصحيف ) [ در اين سطر وسطر بعد همه جا « چيز » بجاى « حيّز » نوشته است ] .
486 : 6 - س : كه مشرق ومغرب وشمال وجنوباند ( - خ ) . - 10 - وادبار وبخانهاى زايل كه اين خانها دليل فساد وتباه شدناند وبجاى بيرون آمدن طبعها از اعتدال .
487 : 7 - س : امّا آنك ببرجيست چنان بود . - 14 - محصور بود وين حصار چون دو نحس بود .
488 : 5 - س : منّت نهادن ومكافات كردن چونست . - 10 - ومنّت برو نهدمى مكافات اين است . - 11 - در اوّل اين سطر « هر » ندارد . - 11 - وسط السّماء باشد شعاع تسديس أو وتربيع هر دو زير زمين افتند .
491 : 2 - س : كوكبى ببرجى باشند . - 3 - در آخر اين سطر « گويند » ندارد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 661
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٦١