تا بدان جايگه كه از منحست . - 11 - س ، حص : تا بدان جايگه كه از منحست . - 13 - س ، خ : وزينجهت برخى را از ستارگان گزند احتراق كمتر .
467 : 1 - س : كه روى سوى بهترى وقوّت دهد . - 5 - توقّف كردن اندر عطارد ودلالتش بر سعادت دادن . - 5 - وتا ببعد چهل وپنج درجه . - 9 - حص : ورويش زده وبر رجوع ثاني . - 9 - حص ، خ : همچون اميد دارنده .
469 : 2 - س : بودنش بجايها بر از بروج وز حدود . - 9 - وليكن سختتر . - 9 - چنانكه بيكى سعود اندر . - 10 - وخاصّه كه برجها ثابت باشند ( - خ ) .
470 : 1 - خ : وگروهى گويند مغرّب بودن ( - خد ) . - 1 - س : وگروهى گفتند كه مغرّب سفليان را ( بودن : ندارد ) . - 3 - وبمغرب بمادگى ( تحريف ) . - 3 - خد : وسخن را مطلق گفتند ( - خ ) . - 4 - س : وپنداشت كه تشريق ( - خد ) . - 4 - كه تشريق كواكب علوي . - 5 - زيرا كه همچون بار بدست است ( بدون نقطه ) . - 8 - آن برابر بود كه بمشرق بامدادان . - 11 - خ : كواكب متحيّره يكسان بودندى ( - س ) . - 11 - س : تغريب سفليان آنگاه كه .
471 : 1 - س : در آخر سطر « اند » افتاده است .
472 : 11 - خد : اندر تشريق كمتر وناقص باشد .
473 : 3 - خد : وعملهاى آب حوقناى ( نقطه از قلم كاتب افتاده است ) .
476 : 1 - س : وانصراف چو اندر گذشتست پس . - 2 - كجا نگرنده گردد بطوى جنان باشند ( تحريف ) .
477 : 2 - س : گروهى اين رأى بمقارنه واجب داشتند ( - خ ) . - 4 - بيشتر شود از درجههاى علوي ( - خ ) . - 5 - وليكن از بهر اثرش كه بماند . - 6 - خ :
هم بكار بايد داشتن ( بجاى : همى ) .
478 : 1 - س : درجات مردار كدامند .
479 : 5 - س : وآنك عرضش افزونتر است . - 10 - كه غايت عرضش كمتر بود پيوند باطل گردد . - 11 - خد : روى سوى پيوند نهاده بود ( - خ ) . - 14 - ولكن
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 660
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٦٠