است ) . - 2 - خداوندش خداوندان اثنا عشريّت درجه كه خواستى . - 3 - كه روميان وهم هندوان . - 3 - از ياران چرا نيز بگردانيدند ( افتاده وتصحيف دارد خلاف مراد ) . - 5 - كه اين جاى ياد كردن أو نيست . - 6 - از آخر اين سطر تا ص 428 « واكنون بگوئيم آن حالها كه بروج راست » از ( س ) افتاده است .
418 : 2 - خد : در اوّل سطر « و » ندارد . - 2 - حص : وهر چيزى كه با وى ( امّا : ندارد ) . - 7 - هر برج نر . - 7 - خد : در آخر سطر « درجه » ندارد . - 8 - حص :
از هر برج مادة .
419 : 2 - حص : واز هر برجى مادة . - 2 - نخستين مادة ودوم نر . - 3 - وگروهى از پيشينيان الخ ( - خ . رجوع شود بحاشيهء ص 419 ) .
423 : 4 - حص : چنانك نه از فعل خويش نه سعد نيكوئى تواند پديد آوردن ونه نحس بدى وز ينجهت بصلاح .
425 : 4 - س : كه بدان گزند توانند كردن ( ؟ ) . - 4 - حص : در آخر اين سطر كلمهء « اى » واوّل سطر بعد كلمهء « ابرى » ندارد . - 6 - وز كرهء ستارگان سيّاره دور است . - 8 - بمنازل قمر وز آن جمله است . - 8 - وبكتابها آن را گاهگاه نيش كژدم نام كنند . - 13 وثريّا هم چون ( كه پروين است : ندارد ) .
426 : 1 - حص : اندك بود قمر بر أو گذرد . - 2 - در آخر سطر « وديدن » ندارد . - 3 - خد : امّا جايگاههائى كه گزند اندر صورت . - 7 - خ : وميان فرس بزرگ ( تحريف ) . - 7 - خد : كه ستارگانى نيست خرد بىنور ( سهو كاتب است ) . - 10 - حص : وزينجهت پندارم ( غلط است ) : ( وما أراها تعدّ لذلك من هذه الجملة الّا ان يكون في مؤخّر الأسد الخ ، ع ) . - 14 - حص : وبر پيچش اندر آب از پس آنجاى ( نخستين اند : ندارد ) .
427 : 2 - حص : چون زخم ناچاره شمشير بايست - 5 - پس ما آنرا اندر جدول نهاديم ( - خ ) . - 6 - خد : وگر جايشان از پس ديگر وقت بفزائى بر آنچ اندر جدول است ( ظاهرا افتاده دارد ) . - 7 - حص : ديگر وقتي را بايد بفزائى . -
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 655
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٥٥