از سايهء نخستين يك انگشت . - 2 - خد : از سايهء نخستين يك يك انگشت ( ثم انقص إصبعا واحدا من الظلّ ، ع . ) . - 2 - س : آنگاه آغاز پيشتر همى نگر ( افتاده دارد ولا تزال تتقدّم ، ع ) . - 3 - حص : آغاز پيشتر رفتن كن ومينگر ( - خ ) . - 4 - س :
بر جمله بنه . - 10 - س ، حص : آنچه پيمودن يا فتى . - 11 - خد : زنى آنچ گرد آيد .
( - س ) .
315 : 1 - س : ومختلف ودورى أو از زمين معلوم از جاى بر زمين اوفتد اگر آن وى رها شود بدين عمل كه گفتيم ( مغلوط است ) .
316 : 6 - س : بجاى آوريم كه قصد پرسيده اين بود . - 8 - مردمان است ابتدأ از آن . - 12 حص : آنگاه هر برجى زبرين با هر دو زيرينش هر دو خشگ باشند يا هر دوتر .
317 : 1 - س : كه گرم وخشگ منسوب بود بآتش منسوبست از عالم بگش زرد ( تحريف وزيادت دارد ) . - 3 - كه گرم وتر است منسوب بود بهوا وبخون وآنك سرد وتر است . - 4 - بدين صورت است . - 11 - وبآخر دلو است ريخته وامّا عقرب را . - 12 - وليكن از خزيكان وسرطان را وميان كرده گاه آبى دارند . - 14 - برجهاى سرد ومادهاند وستارگان . - 16 - وستاره كه بر طبع برج . 16 - س ، حص : بر برج شود كجا باشد . - 16 - س : تا گاهگاه كوكبى را يأبى وبر مادگى .
318 : 3 - س : همه شبىاند وستارگان . - 3 - وستارگان روزى برجهاى روزى ( - حص ) . - 6 - وباقي مشترك هم روز را وهم شب را ( تقديم وتأخير ) . - 6 - وهندوان گويند حمل وثور . - 7 - وشش برج باقي بروز قوى باشند .
319 : 3 - س : بريده وامّا حوت . - 5 - در أول سطر « برجهاى » ندارد ( - خد ) . - 5 - س : حمل وميزان منتصباند ( وقوس : افتاده است ) . - 6 - اندر كتابهاى گفتندى ديگران را ياد نكردند وامّا . - 8 - ودلو بر سر ايستاده ( - حص ) . - 10 - صورتهاى برج اندر . - 10 - وبراي آن هيچ گواهى ندهند ( - حص ) . - 11 - اين برجها كه بر صورت مردماند جوز است وسنبله وميزان ونيمهء نخستين . - 14 - علامت
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 635
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٣٥