وبر كيشها / آن صورتها كه ستارگان را بدو نگارند
بدين هركه غلبه دارد داشتن / مردى بدست راست حربه گرفته وبچپ ثلاثين گرفته « 16 » پندارى كه شمار سيسد دارد . وبر سر أو چون تاجى وبر گردونى است كه چهار أسب أو را همى كشد « 17 »
هامش
( 16 ) - حربت دارد وبچپ سپر گرفته دارد پندارد كه شمارى سيصد ، حص . انسان ممسك بيمناه - بيسراه ثلثين كانّه يحسب ثلاثمائة ، ع . مقصود أستاذ اشارتى بحساب عقود انامل است .
( 17 ) - كشند ، حص .