تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

پس اندازهء زمين چند است

امّا دانستن اندازهاى ستارگان را ، آن بس بود كه زمين را يا قطرش را يكى نهيم ، همچنان كه يكى را اندر پيمودن بسنگ يا أرش يا كيل باصطلاح يك با ديگر نهند . ولكن اگر كسى آنرا بدان مسافتها خواهد كه ميان مردمان مستعمل ومعروف است ، ببايد دانستن كه قطر زمين دو هزار وصد وشست وسه فرسنگ است وچهار دانگ فرسنگ « 1 » . ودورش گرد بر گرد ، ششهزار وهشتصد فرسنگ است . وبر اين شمار مساحت روى أو از بيرون چنانك ارشى اندر ارشى ، يك أرش مكسّر باشد ، چهارده بار هزار هزار وهفتصد ودوازده هزار وهفتصد و
هامش
مثلا ببعض محاسبات جرم قمر جزوى از 39 جزو وربع كرهء زمين . وجرم زهره جزوى از 34 جزو وثلث كرهء زمين است . ايكاش آنچه را كه استادى بزرگ همچون ابوريحان بشمار درست كرده بود بر جاى ماندى ودفترها اين اندازه پر غلط وآشفته ودرهم وبرهم نگشتى . تا نگارندهء ناتوان اينمايه خون جگر نخوردى وبراي درست كردن هر كلمه وهر شمار چند بار جانش بلب نرسيدى . ودر راه وارسى بگوناگون كتابهاى خطّى ورياضى پيشين كه خود احوالش بر أهل كار آشكار است شبانروزها تباه وبراي يك محاسبه چند ورق را همچون روزگار خويش سياه نكردى . با اينهمه بسى خشنود وسپاسگزار است كه بكوشش بىپايان أو كارى بس شگرف انجام گرفته ويادگارى بزرگ كه در روزگارى نزديك هزار سال محو ونابود شده دوباره بدست أو زنده وتازه گشته است « مگر صاحبدلى روزى برحمت كند در حقّ درويشان دعائي » . دشواريهاى كار اين كتاب نه تنها يكجا وچند جاست بلكه در سراپاى اين دفتر عبارتى واشارتى خالى از اشكال نبوده است ونگارنده در هر گام بسنگلاخها برخورده كه جز بيارى وبخشايش آلهى از آنها بسلامت رهائى نيافته است . ويقين دارد كه بقدر امكان نزديكترين سخنى را كه از خامهء تواناى بوريحان بيرون آمده از كار بيرون آورده است . واللّه الموفّق وهو خير معين . ( 1 ) - ع ، ثلثا فرسخ . غالبا دانگ بجاى سدس گفته ميشود واگر مقصود أستاذ همين باشد دو ثلث با چهار دانگ يعنى چهار سدس مساوى است . بحساب بعضي كسر زائد ميشود . اين هم مثل يا تقريبي وبحساب دقيق است .