تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 171

مساهمون:

صمقدمه ١٧١
فرا : سوى « سرفرازير كرده » ص 90 . فرامشت‌گر : فراموشكار . فرامشت‌كار : فراموش‌كار ص 384 . فرامشتى : فراموشى ص 364 . فردايينه روز : فردا . فردبار : يك دفعه . فرمانبردار : برج مطيع يا معوجّ الطّلوع در اصطلاح نجوم ص 351 . فرمان‌ده : برج آمر يا مستقيم الطّلوع در اصطلاح نجوم ص 351 . فروترين جاى : حضيض ص 116 . فرودنگر - فرونگر : خافض النّظر وخافض المنظر ص 327 . فرودين : زيرين وسفلى ص 113 . فرورونده : هابط در اصطلاح نجوم وهيئت 144 . فروسو : تحت از جهات ستّه . سفل مقابل علو . فرو شدن : در چند اصطلاح از جمله غروب مقابل طلوع وانحطاط مقابل ارتفاع در اصطلاح هيئت وانخفاض مقابل استعلاء در احكام نجوم . فروهشتن : « زنى نشسته موى فروهشته گيسو بدست چپ همى دارد » ص 389 . فريشته - افريشته : فرشته كه ظاهر با ( فرسته ) از يك ريشه است . فزودن - افزودن : هم بمعنى لازم وهم بمعنى متعدّى همچون « فزايد » يعنى افزوده شود 425 و « برو بيفزايد » يعنى علاوة كند . فزودن وكاستن روشنائى : نقصان وزيادت نور در قمر وأمثال آن . فسوس : بازيچه وتمسخر واستهزاء « واين هر دو فسوس است » ص 365 . فسوس كردن : مسخرگى ومطايبه گفتن ص 385 . فشردن : عصر وچرخشت كردن ص 269 . فضلومند : داراى فضيلت وشرافت ص 252 . فغيريه - فغربه : روز نخستين از ماه ششم از ماههاى مغان خوارزم كه در روزهاى معروف مغان گذشت ( 158 ) . فلان وبهمان : از كنايات ص 89 .

ق

قبل : بكسر قاف وفتح باء موحّده بمعنى جهت وعلّت واز اين قبل يعنى از اين روى واز اينجهت همچون « وزين قبل مركز تدوير » ص 130 « وزين قبل