تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 155

مساهمون:

صمقدمه ١٥٥
يكسان . يمين . وضدّش در اين معاني ، باژگونه وچپ وگوناگون وكژ وگرايسته وناراست وناهموار است . راست ( ساعت . . . ) : مستوى مقابل معوجّ در اصطلاح نجوم وهيئت . راست ايستاده : برج منتصب باصطلاح منجّمان . راست برآمده : مستقيم الطّلوع در مقابل معوجّ الطلوع . ومستقيم الطلوع برجهاى نيمهءها بط است 351 . راست برآمدن وراست فرورفتن : طلوع وغروب مستوى مقابل باشگونه برآمدن وباشگونه فرورفتن يعنى طلوع وغروب معكوس در هيئت . راست بودن : تيامن . برابر بودن . تساوى . راست بودن از آفتاب : تيامن مقابل تياسر باصطلاح منجّمان ص 466 . راست‌پاى : متساوي السّاقين همچون مثلّث راست پاى . ص 10 . راست پهلو : مستقيم الأضلاع . متساوي الأضلاع همچون مثلّث راست پهلو 10 . راست رفتن : استقامت در خمسهء متحيّره . راست زاويه : قائم الزّاويه 29 . راست ستون : استوانهء قائم . راست سو : يمين از جهات سّته . راست كردن خانه‌ها : تسوية البيوت در نجوم واعمال أسطرلاب . راست كلب : مرغ راست منقار مقابل كژ كلب ص 377 . راستى كه اندرو كژى نيايد : مرادف سدّ هاند بهندوى 147 . راستينه : وسط وبرابر . راه : طريق . طريقه . مذهب . كيش . راه بهشت : مجرّه 88 . راه كهكشان : مجرّه 88 . رجم ( كواكبهاى . . . ) : شهب وكواكب منقضّه . رده : صف مردم در نماز جماعت وعرض سپاه وبمعنى سطر كه صفّ كلمات است همچون « وامّا ردهء چپ دقيقه‌ها راست » ص 275 . رز : درخت انگور همچون رزين يعنى يك أصله درخت رز . ونيز بمعنى مطلق باغ وبخصوص باغ انگور . رزبان : گوش دارندهء درخت انگور وباغ انگور . رسيدن : بلوغ وبحدّ بلوغ رسيدن مانند در رسيدن رش - أرش : گز وذراع . رشتهء كتان : خيط الكتان در ستارگان برج حوت . رفتن راست كرده : حركت تقويمى ستارگان مقابل حركت وسطى . رفتن ميانه : حركت وسطى باصطلاح