يكسان . يمين . وضدّش در اين معاني ، باژگونه وچپ وگوناگون وكژ وگرايسته وناراست وناهموار است .
راست ( ساعت . . . ) : مستوى مقابل معوجّ در اصطلاح نجوم وهيئت .
راست ايستاده : برج منتصب باصطلاح منجّمان .
راست برآمده : مستقيم الطّلوع در مقابل معوجّ الطلوع . ومستقيم الطلوع برجهاى نيمهءها بط است 351 .
راست برآمدن وراست فرورفتن :
طلوع وغروب مستوى مقابل باشگونه برآمدن وباشگونه فرورفتن يعنى طلوع وغروب معكوس در هيئت .
راست بودن : تيامن . برابر بودن . تساوى .
راست بودن از آفتاب : تيامن مقابل تياسر باصطلاح منجّمان ص 466 .
راستپاى : متساوي السّاقين همچون مثلّث راست پاى . ص 10 .
راست پهلو : مستقيم الأضلاع . متساوي الأضلاع همچون مثلّث راست پهلو 10 .
راست رفتن : استقامت در خمسهء متحيّره .
راست زاويه : قائم الزّاويه 29 .
راست ستون : استوانهء قائم .
راست سو : يمين از جهات سّته .
راست كردن خانهها : تسوية البيوت در نجوم واعمال أسطرلاب .
راست كلب : مرغ راست منقار مقابل كژ كلب ص 377 .
راستى كه اندرو كژى نيايد : مرادف سدّ هاند بهندوى 147 .
راستينه : وسط وبرابر .
راه : طريق . طريقه . مذهب . كيش .
راه بهشت : مجرّه 88 .
راه كهكشان : مجرّه 88 .
رجم ( كواكبهاى . . . ) : شهب وكواكب منقضّه .
رده : صف مردم در نماز جماعت وعرض سپاه وبمعنى سطر كه صفّ كلمات است همچون « وامّا ردهء چپ دقيقهها راست » ص 275 .
رز : درخت انگور همچون رزين يعنى يك أصله درخت رز . ونيز بمعنى مطلق باغ وبخصوص باغ انگور .
رزبان : گوش دارندهء درخت انگور وباغ انگور .
رسيدن : بلوغ وبحدّ بلوغ رسيدن مانند در رسيدن
رش - أرش : گز وذراع .
رشتهء كتان : خيط الكتان در ستارگان برج حوت .
رفتن راست كرده : حركت تقويمى ستارگان مقابل حركت وسطى .
رفتن ميانه : حركت وسطى باصطلاح
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 155
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمه ١٥٥