تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 129

مساهمون:

صمقدمه ١٢٩

فهرست لغات واصطلاحات كتاب تفهيم « 1 »

الف

آب آميخته : ماء مضاف وآلوده وتيره همچون « وعقرب را آب آميخته وسخت رو » ص 352 . آبادان : معمور ص 391 . آبادانى : معموره باصطلاح جغرافيا وهيئت ص 166 . آب پشت : نطفه « ونطفه كه آب پشت است » ص 379 . آب تاختن : كميز راندن وبول كردن « وسنگ اندر كميزدان ودشخوارى آب تاختن » 329 يعنى سنگ مثانه وعسر البول . آب جاى : جاى آب وچشمه‌سار وزمين آبناك ص 371 . آب خوش : عذب وگوارنده همچون « آب خوش وپاك » ص 352 . آبدان : بركه وتالاب ونيز مخفّف آبادان « 2 » . آبگير : بركه وبطيحه 170 . آبگينه‌گر : شيشه‌گر . آبناك ( زمين . . . ) : پر آب وزمينى كه از همه جاى آن آب بيرون ميجوشد همچون « زمينهاى تر وآبناك » ص 369 آتش : صاعقه وشهاب . آتش آسمانى : صاعقه وشهاب . آتش‌بار : صاعقه . آخته : كشيده « شمشير آخته » ص 389 . آراميده - آرميده : ساكن مقابل متحرّك همچون « آرميده بيحركت » 57 وآرام مقابل باد وطوفان همچون « باران وبرف آرميده » ص 499 وتن آسان مقابل چست وچالاك . آرزو : شهوت وميل وقوت آرزو قوّهء شهوانى است ص 375 . آسمان : مانندهء آس در تعريف سماء وفلك 58 . آسمانگون : برنگ آسمان ومعرّبش
هامش
( 1 ) - نظر نگارنده در اين فهرست بيشتر متوجّه لغات واصطلاحات فارسي ومختصّات لغوى كتاب التّفهيم است . وغالب كلماترا با شمارهء صفحات وپاره‌يى از شواهد وأمثلة ثبت كرده‌ام . خواننده خود بشواهد فراوان برخورد خواهد كرد . ( 2 ) - ظاهرا در معنى بركه وتالاب بسكون باء است ومخفّف آبادان بفتح باء .