تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
فيران كردم - هدمت فيرانى - انتقاض قطران ماليده - مهنؤ كابين - مهر كاربزرگ - خطب كارزارى - بطل كارهاى پسنديده - مكارم كارهاى بزرگ - العلى ، خطوب كالبد - قالب كرانه - طرف ، جانب ، طرف ، نواحى كرانه‌ها كردار - فعل كثر درخت - شوحط كشت وادى - الجزع كنانه - خلق ، عتيق ، معتقه تالد ، تلد ، خلق ، مخلق كنانگى كردن - ابتذال كوپلها ( شكوفه سپيد ) - اقاحى كوشك - قصر كه دندان بكوبم از جهت آن - قرعت له سنى كه شب گذاشت - ان يبيت گاهواره - مهد گذشتن جاى آب - مسيل گرامى - نفاسة گران‌بار - فادج گرد بر گرد - حريم گرد بر گرد درآمد - احاط گرد كردن - جمع گردن دادن - خضوع گرگين - اجرب گروه - معشر گروهك - عصبية گروه‌ها هم‌دل - شيع گروه‌ها - معاشر گريبان - جيب گسستنى - انقضاب گشاده‌روى - بشر گشتن - انقلاب گمان - وهم گندم‌گونى لب - اللمى گندم‌گون - السمر گور مغاك - القبر گوزنان - المها گوزن بچگان - الجاذر گوژپشت - احدب گوشت پاره - مضغه گوهر - فرند لالهء كوهى - شقايق لختى - بعض لغزائى زلق لوكى - احنف مال تمام - وفر ماندگى - كلال مانيد - ان تدعوا مانديم او را - تركنا ماننداك - امثال ، تشابه ، شبه مبرز - بزيخ ، الحش مرد باكينه - موتور مرد دليردل - الجرمى القلب