فيران كردم - هدمت
فيرانى - انتقاض
قطران ماليده - مهنؤ
كابين - مهر
كاربزرگ - خطب
كارزارى - بطل
كارهاى پسنديده - مكارم
كارهاى بزرگ - العلى ، خطوب
كالبد - قالب
كرانه - طرف ، جانب ، طرف ، نواحى كرانهها
كردار - فعل
كثر درخت - شوحط
كشت وادى - الجزع
كنانه - خلق ، عتيق ، معتقه تالد ، تلد ، خلق ، مخلق
كنانگى كردن - ابتذال
كوپلها ( شكوفه سپيد ) - اقاحى
كوشك - قصر
كه دندان بكوبم از جهت آن - قرعت له سنى
كه شب گذاشت - ان يبيت
گاهواره - مهد
گذشتن جاى آب - مسيل
گرامى - نفاسة
گرانبار - فادج
گرد بر گرد - حريم
گرد بر گرد درآمد - احاط
گرد كردن - جمع
گردن دادن - خضوع
گرگين - اجرب
گروه - معشر
گروهك - عصبية
گروهها همدل - شيع
گروهها - معاشر
گريبان - جيب
گسستنى - انقضاب
گشادهروى - بشر
گشتن - انقلاب
گمان - وهم
گندمگونى لب - اللمى
گندمگون - السمر
گور مغاك - القبر
گوزنان - المها
گوزن بچگان - الجاذر
گوژپشت - احدب
گوشت پاره - مضغه
گوهر - فرند
لالهء كوهى - شقايق
لختى - بعض
لغزائى زلق
لوكى - احنف
مال تمام - وفر
ماندگى - كلال
مانيد - ان تدعوا
مانديم او را - تركنا
ماننداك - امثال ، تشابه ، شبه
مبرز - بزيخ ، الحش
مرد باكينه - موتور
مرد دليردل - الجرمى القلب
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل )
ص٢٠٦