سينهها - الحيازيم
شامگاهان - عشيه
شب آمدن - مسرا
شبانگاه - المساء
شبانگاهان - مسى ، رواحا
شب پيوست - ليل وصال
شب گذارد - بات
شب گذاشت - بات
شب گذاشتن - مبيت
شب گذاشتيم - بتنا
شب مىگذارم - ابيت
شب مىگذارد - يبيت
شتافتن - سعى
شرانگيختن - جناية
شرفه - استهلا
شرمزده - تخجّل
شكارچيك - فريس
شكيبا - مصطبر
شكيبائىكننده - مصطبر
شگفت داشتم - عجبت
شگفت مىدارم - اعجب
شمشيرهاى نيكبران - البتارة القطع
شورانگيزى - تجنى
شيرخوار - مسترضع
عهد جاىها - معاهد
غنودگى - غموض ، غمض
غنودنى - وسن
فام - دين ، قرض
فامدهنده - مقرض
فام ندهد - لا يقرضن
فراخى - يسر
فراخ - واسع
فراز آرندگان - متناولين
فراز كردن - قبض
فراز كرده شده - اطبقت
فرامشت كرده شده - ينسى
فراهم آورده - ضمّت
فرو آمدن - هبوط
فرود آمدن - حلول
فرود آيد - حلّ
فرودآينده - نازل
فروتر - ارذل
فروتران - أسافل
فرود آمدن - نزول
فرود آمديم - نزلنا
فود - امتر
فرو ذات خداى - دون وجه اللّه
فرو رفتن - مغيب
فرو رها كرده است - اسيلت
فروريز - افرغ
فرومانده - طلاع
فرو مخوابانيد - لا تبركوا
فرو مىرود - تغرب
فرهنگ - ادب
فسوسدارنده - هاز
فشه - بق
فيران شد - اقوت
فيران نكرده - لا ينقضى
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل )
ص٢٠٥