و اظنّ الشّيخ مأبونا فقد فكّرت جهدى
و مىپندارم پير را كه مأبون است نيك بينديشيدم .
( 64 ) و قال ايضا :
اراح اللّه منك الرّاح انّى * رأيتك اذ شربت خريت فيها
آسايش دهاد خداى از تو مى را ، بهدرستى من بديدم ترا چو بخوردى ازو . . . درو ( يعنى بوى دهان گند ) .
اظنّ اللّه لم يخلقك الّا * لتحظرها على متناوليها
گمان برم كه خداى - عزّ و جلّ - نيآفريد ترا ، مگر تا حرام كنى وى را ، بر دست فراز آرندگان وى .
شهدت بانّ عرسك من حديد * فقد عاشت وفوك ضجيع فيها
گواهى دادم كه عروس تو از آهن است ، بزيست و دهن تو همچو آب دهن وى است .
و قال ايضا :
ما لى رأيت بنى العبّاس قد فتحوا * من الكنى و من الاسماء ابوابا « 1 »
چه شده است مرا كه بديدم پسران عبّاس را كه بهدرستى گشادند از كنيهها و از نامها درهاى .
و لقّبوا رجلا لو عاش اوّلهم * ما كان يرضى به للحشّ بوّابا
و لقب دادند مردى را ، اگر بزيستى نخستين ايشان نپسنديدى مرين مرد را از جهت مبرز را دربانى .
قلّ الدّراهم فى كفّى « 2 » خليفتنا * هذا « 3 » فانفق فى الاقوام القابا
هامش
( 1 ) . اصل اين مضمون از شمس الأئمّه اسماعيل بن حسن بيهقى است كه مىگويد :كتّاب حضرتنا دامت سلامتهم * يهيّئون من الالقاب اسبابا
و ينصبون من الاطماع الوية * و يفتحون من الالقاب ابوابا
و يبخلون بما جاد الكريم به * و ينفقون على الاقوام القابامعجم ، ج 6 ، ص 141 و 142
( 2 ) . معجم ، ج 6 ، ص 141 ، س 5 : « كيسى » .
( 3 ) . معجم ، ج 6 ، ص 141 ، س 5 : « فصار » .