عباس گفت : من آن را در قرآن به تو نشان مىدهم ، آنجا كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
، « 1 » « اين خانههاى آنهاست كه به خاطر ظلم و ستمشان خالى مانده » « 2 » .
چنانكه ملاحظه مىكنيد ، اين است حقيقت موضع ابن عباس در برابر اهل كتاب و هرگاه وى مردم را به پرهيز از مراجعهء به اهل كتاب دعوت مىكرد به خاطر تباهى و فسادى بود كه از اين رهگذر بر عقل و انديشه تودهء مردم وارد مىشد ، ولى دانشمندانى چون ابن عباس انگيزههايى دارند كه موجب مىشود در سخنى كه به آنان القا مىشود ، پيش از آنكه آن را تصديق كنند ، كاملا درنگ كنند و بينديشند .
دانش ديگرى كه ابن عباس در تفسير قرآن به كار برد ، جغرافيا بود و آنچه در اين امر به او كمك كرد ارتباط وى با خلفا و شناخت او نسبت به مرزهاى كشور اسلامى بود . « 3 » چيزى كه موجب شد او از اين دانش بهرهء فراوان ببرد ، سفرش به شهرهاى ميان مكه و مدينه و نيز حكومتش بر بصره و لشكركشى او به افريقا با همراهى عبد اللّه بن سعد در سال بيست و هفت هجرى بود « 4 » . حتى در خلال سفرهايش به نواحى مختلف جزيرة العرب به منظور كسب علم ، بهطور كامل از دانش جغرافيا برخوردار شد .
ابن عباس به آگاهى از سرگذشت هر نام و جايى كه در قرآن با اشاره يا با صراحت ذكرى از آن به ميان آمده بود ، بسيار اهتمام مىورزيد . او مىگويد : منظور از « احقاف » كه
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار ، ج 1 ، ص 76 .
( 2 ) - نمل / 52 .
( 3 ) - ياقوت در معجم البلدان ، ج 1 ، ص 507 ، نقل مىكند كه ابن عباس گفت : بحرين از توابع عراق و مرز آن از عمان ناحيه جرفار و يمامة رشتهكوههاى آن جاست .
ابن عباس در همان مأخذ ، ج 3 ، ص 646 مىگويد : مرز عرفات از كوه مشرف بر دشت عرنه و كوههاى آن تا قصر آل مالك و وادى عرفه است . ياقوت در همان مأخذ ، ج 2 ، ص 76 مىگويد : در تعيين مرزهاى جزيرة العرب اختلافنظر وجود دارد و بهترين آن ديدگاهى است كه ابو المنذر هشام بن محمد بن سايب به طريق مسند از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : اعراب جزيرة العرب را به پنج بخش تقسيم كردند . . .
( 4 ) - الاصابه ، ج 2 ، ص 803 .