لَأَزِيدَنَّكُمْ
.
15 - و فرمود استغفار درجه عليين و شخصيتهاى بزرگ است . و آن كلمهاى است كه داراى شش قسمت است : 1 - پشيمانى از عمل گذشته . 2 - تصميم بر ترك و بازگشت نكردن به آن كار . 3 - پرداخت حقوق مردم تا وقتى بملاقات پروردگار خويش ميرود بارى گران بر دوش نداشته باشد . 4 - توجه بواجبات نمايد و حق هر كدام را ادا كند ( مثلا نمازهاى از دست رفته را قضا كند ) 5 - گوشتى كه با حرام بر تنش روئيده بوسيله حزن و اندوه آن را ذوب كند تا گوشتى از نو با حلال بر تنش برويد . 6 - رنج طاعت و بندگى خدا را بجسم خود بچشاند چنانچه لذت معصيت را قبلا به او چشانده .
16 - و فرمود : از كسانى نباش كه با عمل دنيا جوياى آخرتند يا بدون عمل و توبه را بتاخير مياندازند براى آرزوى دراز . در دنيا سخن زاهدان و پارسايان را بر زبان دارد ولى در عمل كار مشتاقان دنيا را مىكند . اگر از دنيا بهرهمند شود سير نخواهد شد . اگر ثروتمند باشد قانع نيست . امر بمعروف مىكند ولى خود بجا نمىآورد و نهى از منكر مينمايد اما از انجام منكر خوددارى نمىكند . صالحان و مردان پاك را دوست دارد ولى پيرو عمل آنها نيست با گنهكاران دشمن است ولى خود يكى از گنهكاران است . از مرگ گريزان است بواسطه گناه زياد ، و پيوسته به كارهائى كه ناپسند خدا است اشتغال دارد . وقتى سرحال است از خودش خوشش مىآيد ، وقتى بيمار و گرفتار است نااميد مىشود . اگر دچار بلا شود از روى اضطرار دعا مىكند ، و اگر در رضا و فراوانى نعمت قرار بگيرد با غرور پشت بدعا دارد .
نفس سركش او زمام اختيار را از دستش گرفته در مسائلى كه برايش احتمالى است ولى نميتواند بر نفس خود حكومت كند در مسائلى كه به آنها يقين دارد . اگر ثروت داشته باشد متكبر است . و اگر فقير شود نااميد . معصيت را پيش مياندازد ولى توبه را تاخير . بيان از عبرت مىكند و عبرت نميگيرد در پند و اندرز مبالغه دارد ولى پند نميگيرد فراوان حرف مىزند ولى عمل كم دارد . سختگير است در امور مالى سهلانگار است در مسائل دينى ، زيان واقعى را سود مىانگارد و سود را زيان ، از مرگ ميترسد ولى در فكر از دست رفتن فرصت نيست ، گناه ديگرى را بزرگ ميشمارد كه همان گناه را از خود كوچك ، اطاعت و فرمانبردارى خود را زياد ميانگارد كه همان اطاعت را از ديگرى حقير و بىارزش . او هميشه بر مردم خورده ميگيرد و