تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
گفته‌اند كه دختر نعمان بن منذر بنام متمناة وارد شد بر يكى از پادشاهان وقت گفت ما در اين سرزمين پادشاهى ميكرديم و بما ماليات مىپرداختند و مردم مطيع ما بودند ولى ناگهان فريادى برخاست از روزگار و ما را دچار گرفتارى كرد و متفرق نمود . اينك آمده‌ام از تو تقاضا ميكنم مرا كمك كنى بر گرفتارى روزگار پادشاه گريه كرد دستور داد جايزه نيكوئى به او بدهند همين كه جايزه را گرفت متوجه پادشاه شد گفت من ترا تهنيت ميگويم بيك نوع تهنيتى كه بما ميگفتند گوش كن . گفت شكايت از فقر كردم با اينكه قبلا ثروتمند بودم و دستى را بسوى تو گشودم كه غنى شد با اينكه فقير بود خداوند كار نيك ترا در جاى و محلش قرار دهد و قلاده منت ترا به گردن مردان اندازد و هيچ نعمتى را از بنده‌اى نگيرد مگر اينكه ترا وسيله بازگشت اين نعمت به او قرار دهد و السلام . گفت سخنان او را در دفتر حكمت يادداشت كنيد . ابو شهاب گفت شنيده‌ام عيسى بن مريم به دنيا گفت خانم چقدر شوهر كرده‌اى ؟ گفت فراوان ، گفت از همه طلاق گرفتى ؟ گفت نه همه را كشتم ، گفت : شوهرهاى بعد عبرت نگرفتند از برادران قبلى خود كه چطور آنها را يكى يكى به ورطه هلاك كشاندى در نتيجه از تو بترسند ؟ گفت نه . شنيده‌ايم سخن خدا كه به بنى اسرائيل فرمود :
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
صاحب قدرتى هستم كه زناكاران را فقير و تارك الصلاةها را عريان ميكنم . ابن عباس گفت پنج چيز باعث بوجود آمدن پنج چيز مىشود . در ميان مردم اعمال زشت شيوع پيدا نميكند مگر اينكه خداوند آنها را بمرگ ميگيرد و كم فروشى نميكنند مردم مگر اينكه دچار قحطسالى ميشوند و پيمان‌شكنى نمىكنند مگر اينكه دشمن بر آنها مسلط مىشود و ستم در قضاوت نمىكنند مگر اينكه كشتار بين آنها مىشود و مانع از پرداخت زكات نميشوند مگر اينكه خدا دشمنشان را بر آنها مسلط مىكند لقمان حكيم به پسرش گفت : پسرم ترا به شش خصلت تحريص ميكنم كه هر خصلتى از آنها ترا به خدا نزديك مىكند و از خشم او دور ، اول خدا را بپرستى و برايش شريك نگيرى دوم راضى بمقدرات باشى چه بسودت باشد يا زيان ، سوم دوستى را اختصاص در راه خدا قرار دهى و دشمنى را نيز در راه او . چهارم براى مردم بخواهى آنچه را براى خود ميخواهى و نپسندى آنچه را