تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
الاخيار . 8 - دره باهره : حضرت موسى بن جعفر فرمود كار نيك يك رشته و زنجيرى است به گردن شخص كه گشوده نميشود مگر بوسيله پاداش به مثل دادن يا سپاسگزارى ، اگر اجلها ظاهر شوند آرزوها مفتضح ميگردند . هر كه در خانواده‌اى فقير به دنيا آمده ثروت او را مغرور مينمايد ، هر كه از بدى كردن رنج نبرد اميدى باحسان و نيكى از او نيست . به فحاشى نمىپردازند دو نفر مگر اينكه شخصيت عالى به مرتبه پائين فرود مىآيد . 9 - اعلام الدين : حضرت موسى بن جعفر ( ع ) فرمود شايسته‌ترين علم براى تو علمى است كه عملت بوسيله آن اصلاح شود . و لازم‌ترين عمل آن كاريست كه از تو بازخواست در مقابلش مينمايند و لازم‌ترين علمها برايت علمى است كه ترا به اصلاح قلبت راهنمائى كند ، و معايب قلبت را آشكار نمايد و پسنديده‌ترين علمها از نظر عاقبت علمى است كه موجب افزايش اطلاعات زندگى براى تو مىشود . خود را مشغول بعلمى كه ندانستن آن برايت زيانى ندارد مكن و مبادا غافل شوى از علمى كه عدم اطلاع از آن موجب افزايش جهل تو مىشود . و فرمود هر كس به برادر خود بدى كند به خود بدى كرده . عبد المؤمن انصارى گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر ( ع ) رسيدم محمد بن عبد الله جعفرى نيز حضور داشت من لبخندى زدم امام ( ع ) فرمود او را دوست ميدارى گفتم آرى اما او را فقط در ارتباط با شما دوست ميدارم . فرمود او برادر تو است و مؤمن برادر پدر مادرى مؤمن است گرچه آن روز از يك پدر متولد نشده باشند . ملعون است كسى كه برادر خود را متهم نمايد ملعون است هر كه به برادر خود غش زند ملعون است هر كه خيرخواه برادر خود نباشد ملعون است هر كه غيبت برادر خود را نمايد . مردى از انصار پيش هارون الرشيد آمد كه نفيع نام داشت مردى عارف بود عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز هم پشت سر او آمد ، امام موسى بن جعفر ( ع ) نيز در حالى كه سوار بر الاغى بود وارد شد دربان با كمال احترام و عظمت با ايشان بر خورد كرد ، هر كه در آنجا نيز حضور داشت كمال تواضع و احترام را نمود فورى اجازه خواست براى امام . نفيع به عبد العزيز گفت اين پيرمرد كيست ؟ گفت مگر او را نمىشناسى ؟ اين شخص سرور آل ابى طالب موسى بن جعفر ( ع ) است . نفيع گفت