تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اى بندهء خدا پدرم از آباء گرام خود از على ( ع ) نقل كرد كه فرمود هر كس از برادر مؤمن خود مطلبى را نقل كند و منظورش از نقل اين مطلب از بين بردن شخصيت آن مؤمن و عيبجوئى از او باشد خداوند بواسطه گناهش او را خوار و بدبخت مىكند مگر اينكه حرف خود را بوسيله‌اى رفع كند و هرگز نميتواند وسيله‌اى براى رفع سخن خود ترتيب دهد . و هر كس بر برادر مؤمن خود سرورى وارد كند بر اهل بيت پيامبر ( ص ) سرور وارد كرده و هر كه بر اهل بيت پيامبر سرور وارد كند بر پيامبر اكرم ( ص ) سرور وارد كرده و كسى كه پيامبر را مسرور نمايد خدا را مسرور نموده و هر كه خدا را مسرور نمايد شايسته است كه در اين هنگام خدا او را وارد بهشت كند . پس از اين توضيحات ترا سفارش به تقوى و مقدم داشتن اطاعت خدا و چنگ زدن بريسمان او ميكنم هر كس چنگ بريسمان خدا بزند به راه راست هدايت يافته از خدا بپرهيز و هيچ گاه ديگرى را بر رضاى خدا مقدم مدار اين وصيت خدا است به مردم كه جز اين نمىپذيرد و براى غير اين كار ارزشى قائل نيست . بدان كه مردم ماموريتى عظيم‌تر از تقوى ندارند همين تقوى سفارش ما اهل بيت است اگر بتوانى از دنيا بهره‌اى نبرى كه فردا مورد بازخواست قرار بگيرى اين كار را بكن . عبد الله بن سليمان گفت وقتى نامه امام صادق ( ع ) به نجاشى رسيد و آن را مطالعه كرد گفت بخداى يكتا مولايم صحيح فرموده هر كس به اين نامه عمل كند نجات مىيابد در طول زندگى خود عبد الله به اين نامه عمل ميكرد . 113 - كتاب اربعين در برآوردن حقوق مؤمنين و اعلام الدين مىنويسد حضرت صادق ( ع ) فرمود با مؤمن بايد مدارا نمود نه اينكه او را شكست داد و فرمود هر كس هر دو روزش مساوى باشد زيان كرده و هر كه فردايش بدتر از امروز باشد گرفتار شده و هر كه در پى نقص خود نباشد نقص و كمبود اخلاقى او ادامه پيدا مىكند و هر كه كمبودش ادامه يابد مرگ برايش بهتر است و هر كه ادب آموزد بدون تكيه گاهى شايسته عفو و بخشش است و فرمود علم را بجوئيد گرچه بوسيله فرو رفتن در امواج و از دست دادن جانها باشد . و فرمود نادان سخاوتمند بهتر از عابد بخيل است . و از امام ( ع ) راجع بتواضع پرسيدند فرمود باينست كه شخص راضى باشد به نشستن در مجلس در محلى كه پست‌تر از شخصيت اوست و اينكه سلام كنى بهر كس
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 243 | العلامة المجلسي / موسى خسروى