تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
ندارم براى تو حديث امير المؤمنين ( ع ) با دنيا را نقل كنم ؟ گفت بفرمائيد خيلى مايلم برايم توضيح دهيد . امير المؤمنين ( ع ) فرمود در يكى از باغهاى فدك بودم آن موقعى كه در اختيار فاطمه زهرا عليها السلام بود ناگاه ديدم زنى جلو من آمد ، در دست من كلنگى بود كه با آن كار ميكردم ، همين كه چشم من به او افتاد از زيبائى دلم پرواز كرد شبيه بود به بشينه دختر عامر جمحى كه از زيباترين زنان قريش بود ، به من گفت پسر ابى طالب مايلى با من ازدواج كنى ترا از اين كلنگ بىنياز كنم و گنجينه‌هاى دنيا را به تو نشان دهم كه تا وقتى زنده هستى براى خود و بازماندگانت برقرار بماند . به او گفتم تو كه هستى تا از خانواده‌ات خواستگارى كنم ، جواب داد من دنيايم ، گفتم برو شوهر ديگرى بياب تو به درد من نميخورى و شروع به كار خود كردم بعد اشعارى را خواند كه اولين آنها اين شعر است :
لقد خاب من عزته دنيا دنية * و ما هى ان غرت قرونا بنائل « 1 »
از دنيا خارج شد در حالى كه هيچ نوع حقى كسى به گردن او نداشت تا بملاقات پروردگار محمود و پسنديده رفت بر او ايرادى نميشد بگيرند ، امامان بعد از او پيروى از آن جناب نمودند همان طورى كه بشما رسيده آلوده به گرفتاريهاى دنيا نشدند صلوات الله عليهم اجمعين و بهترين جايگاه را به آنها اختصاص دهد . من تمام اخلاق پسنديده دنيا و آخرت را برايت توضيح دادم . از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كردم اگر تو به آنچه در اين نامه نوشته‌ام عمل كنى و نصايح مرا بكاربندى در صورتى كه گناه و خطا به اندازه وزن كوهها و امواج درياها داشته باشى اميد است خداوند از تو و بلطف و قدرت خويش بگذرد . اى بنده‌ى خدا ، مبادا مؤمنى را بترسانى پدرم از على بن ابى طالب ( ع ) نقل كرد كه ميفرمود : هر كس نگاه تندى به مؤمنى بنمايد تا او را با اين نگاه بترساند ، خداوند او را خواهد ترسانيد روزى كه سايه‌اى جز سايه او وجود ندارد و به صورت
هامش
( 1 ) مجموعه اشعار همان داستان را توضيح ميدهد . ترجمه شعر : هر كس فريب دنياى پست را بخورد بدبخت و نااميد شده ، دنيا ارزشى ندارد با اينكه گروهى را در طول تاريخ فريفته .