بخش بيست و سوم مواعظ حضرت صادق جعفر بن محمد عليهما السلام و سفارشات و پند و اندرزهاى آن جناب
: 1 - امالى صدوق : ابان احمر گفت مردى خدمت حضرت صادق ( ع ) رسيد و گفت پدر و مادرم فدايت يا ابن رسول اللَّه مرا پندى بياموز . به او فرمود اگر رزق را خدا كفالت كرده رنج و مشقت تو براى چيست ؟ اگر روزى قسمت شده حرص چرا ؟ اگر حساب واقعيت دارد چرا بايد جمع كرد ؟ اگر ثواب از جانب خدا هست تنبلى براى چه ؟ اگر خدا عوض انفاق را ميدهد پس بخل و خست براى چيست ؟ اگر كيفر خداوند آتش جهنم است پس معصيت چرا ؟ اگر مرگ حق است شادى براى چه ؟ اگر به پيشگاه خدا عرضه شدن واقعيت دارد مكر و حيله چرا ؟ اگر شيطان دشمن است غفلت براى چيست ؟ اگر رد شدن بر صراط واقعيت دارد خودپسندى چيست ؟ اگر هر چيزى به قضا و قدر است اندوه براى چه ؟ اگر دنيا فانى است اعتماد بر آن براى چيست ؟ 2 - امالى : حضرت صادق ( ع ) فرمود حكيمى از پى حكيم ديگرى هفتصد فرسخ راه رفت در باره هفت كلمه همين كه به او رسيد گفت فلان كس ، از آسمان بلندتر و از زمين وسيعتر و از دريا بىنيازتر و از سنگ سختتر و از آتش سوزانتر و از زمهرير سردتر و از كوههاى سر بفلك كشيده سنگينتر چيست ؟ گفت فلانى ، حق از آسمان بلندتر است و عدل از زمين وسيعتر . بىنيازى دل بىنيازتر از دريا است