تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
12 - به آن جناب عرضكردند در شما يك بزرگ‌منشى است فرمود بلكه در من عزت و شرافت است خداوند ميفرمايد :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
. 13 - امام مجتبى ( ع ) در ستايش برادر صالحى كه داشته درگذشته چنين ميفرمايد : او از همه مردم در نظر من بزرگتر بود بواسطه آنكه دنيا در نظرش خوار و بىارزش مينمود . هرگز اسير نادانى نميشد . و دست به چيزى كه دراز ميكرد اعتماد داشت كه سودمند است . هرگز شكايت نمىنمود و نه خشمگين ميشد و نه افسرده و ملول ، بيشتر اوقات ساكت بود اما وقتى سخن ميگفت بر سخن‌گويان پيروز بود و پيشتاز ، ناتوان بود و ناتوان شمرده ميشد ( يعنى متواضع بود ) اما وقتى هنگام گوش فرامىرسيد همچون شير ژيان حمله ميكرد « 1 » . وقتى با دانشمندان مىنشست علاقه‌اش به گوش دادن بيشتر از حرف زدن بود اگر در سخن گفتن مغلوب ميشد ولى از سكوت مغلوب نبود ( يعنى كسى نمىتوانست آنقدر بسكوت بگذراند ) آنچه را عمل نميكرد حرفش را نمىزد . انجام ميداد آنچه را كه ميگفت ، هر وقت بين دو عمل قرار ميگرفت و نميدانست كدام در نزد خدا بهتر است دقت ميكرد كدام عمل بهواى نفس و ميل شخصى او نزديكتر است بر خلاف آن رفتار ميكرد ، بر كارى كه گاهى امكان داشت پيش آيد و عذر فاعل آن پذيرفته است كسى را سرزنش نميكرد . 14 - فرمود هر كس رفت و آمد بمساجد را ادامه دهد يكى از هشت امتياز نصيبش مىشود : 1 - نشانه‌اى استوار و محكم ( در دين ) . 2 - برادرى قابل استفاده 3 - علمى كمياب . 4 - اميد رحمت . 5 و 6 - سخنى كه موجب هدايتش شود يا از گمراهى بازش دارد . 7 و 8 - ترك گناه يا از خجالت و يا از ترس . 15 - براى امام حسن ( ع ) پسرى متولد شد . قريش براى تهنيت آن جناب آمدند . و چنين تهنيت گفتند قدم چابك‌سوار را تهنيت ميگوئيم . فرمود اين چه حرفى است كه ميزنيد شايد سواره نبود و پياده بود جابر عرض كرد پس چطور تهنيت بگوئيم ؟ فرمود اگر براى يكى از شما پسرى متولد شد و براى تهنيت رفتيد
هامش
( 1 ) گفته‌اند منظور امام ابو ذر است . بعضى عثمان بن مظعون را مىگويند ممكن است مرادش خود حضرت على ( ع ) باشد .