4 - و فرمود در جستجوى روزى و بدستآوردن معيشت آنچنان كوشش نكن كه تمام وقتت را فراگيرد و بر مقدار مقدر چنان اعتماد منما كه خود را ( بدون جنبشى و حركتى ) در اختيار قدر قرار دهى . در جستجوى افزايش زندگى از سنت پيامبر است و در پى روزى بودن از راه آبرومند و صحيح از عفت بشمار ميرود . هرگز عفت و ( خوددارى از حرص و طمع ) جلو روزى را نميگيرد و حرص موجب افزايش زندگى نميشود . روزى قسمت شده است . به كار بردن حرص دچار شدن به گناهها است .
5 - و فرمود شخص قريب و نزديك به انسان كسى است كه دوستى موجب نزديكى او شده باشد گرچه فاصله نژاديش زياد باشد . و بيگانه كسى است كه از دوستى دور شده باشد گرچه خويشاوند نزديك باشد . چيزى از دست به انسان نزديكتر نيست همان دست ميشكند ، بعد بايد قطع شود و آن را بايد سوزاند و با آهن داغ كرد تا سالم بمانى .
6 - و فرمود كسى كه اعتماد بحسن انتخاب خدا برايش داشته باشد . نبايد گمان كرد كه در غير حالتى است كه خدا برايش خواسته ( يعنى كسى كه چنين اعتمادى به خدا داشته باشد حتما خداوند هم برايش وضعى را كه مىپسندد بوجود مىآورد ) .
7 - و فرمود خيرى كه در او شرى وجود ندارد . سپاسگزارى و شكر با نعمت شكيبائى و صبر بر پيشآمد است .
8 - فرمود بشخصى كه از بيمارى خوب شده بود خداوند ترا متوجه و متذكر نمود به ياد او باش و بخشيد ترا سپاسگزارى كن .
9 - و فرمود : تحمل عار و ننگ سادهتر از آتش جهنم است .
10 - و فرمود هنگام صلح با معاويه : به خدا سوگند ما دست از شاميان بر نداشتيم ( بواسطه شك و ترديدى كه در تكليف خود داشته باشيم ) ما پيكار با آنها را بوسيله هماهنگى و شكيبائى آغاز نموديم اما هماهنگى تبديل باختلاف و دشمنى شد و صبر و تحمل به ناراحتى و اندوه . وقتى در صفين شما با شاميان پيكار ميكرديد دين راهنما و رهبر دنياتان بود اما امروز دنيا رهبر دين شما است « 1 » .
11 - و فرمود من احدى را نمىشناسم جز اينكه بين خود و خداى خويش احمق است .
هامش
( 1 ) - عبارت عربى صحيح به نظر نمىرسيد با اقتباس و توجه بنقل همين خطبه در اسد الغابه جلد 2 صفحه 13 ترجمه شد .