بعد گفت دختركى هست كه مريض است و سرش تراشيده شده كسى به او توجهى ندارد ، گفتم همان را بياور او را آورد در حالى كه از بيمارى پاهايش به زمين كشيده ميشد و تكيه به دو كنيز ديگر داشت . گفت : به خدا هر چه خواستم اين كنيز را تصرف كنم مقدورم نشد كسى كه از او خريدم نيز ميگفت كه نتوانسته با او نزديكى كند كنيز قسم خورد كه خواب ديدم ماه در دامنم نشست .
گفتار برده فروش و كنيز را براى حضرت صادق نقل كردم دويست دينار به من داده پول را براى برده فروش بردم آن مرد گفت : اين كنيز در راه خدا آزاد باشد اگر معادل پولى كه در مغرب خريدهام بوسيله تو نفرستاده باشد .
گفتار او را براى امام عليه السّلام نقل كردم فرمود پسر احمر از اين كنيز فرزندى متولد مىشود كه بين او و خدا حجابى وجود ندارد .
شيخ مفيد - همين روايت را در ارشاد ص 328 - نقل كرده از هشام بن احمر جز اينكه نوشته است : حضرت موسى بن جعفر او را فرستاد براى خريدن كنيز و او مادر حضرت رضا عليه السّلام بود .
كافى نيز سال تولد آن جناب را سال 129 و مادرش را حميده ذكر كرده .
در روضة الواعظين - هفتم صفر سال 128 تاريخ تولد آن جناب را نوشته ، شهيد در دروس نيز سال 128 و 129 را ذكر كرده همان هفتم ماه صفر نوشته .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩