يزيد گفت بعدها خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيده گفتم : پدر و مادرم فدايت مايلم همانطور كه پدرت از جانشين خود مرا مطلع نمود شما نيز مرا مفتخر بشناسائى جانشين بگردانى فرمود : زمان پدرم مثل حالا نبود . گفتم : لعنت خدا بر كسى باد كه به همين مقدار از فرمايش شما قانع شود امام خنديد سپس فرمود :
ابو عماره وقتى از منزل خود خارج شدم در ظاهر وصيت به تمام فرزندانم نمودم و آنها را با فرزندم علي شريك كردم ولى وصيت امامت را پنهانى به او كردم .
پيغمبر اكرم و امير المؤمنين عليهما السّلام را در خواب ديدم كه در دست خود انگشترى با شمشير و عصا و كتاب و عمامهاى داشتند عرضكردم اينها چيست .
فرمود : عمامه سلطنت خداست و شمشير عزت او ، اما كتاب نور خداى بزرگ است ، عصا نيروى خداست ، انگشتر مجموع اين امور است .
سپس پيامبر اكرم فرمود : امامت متعلق بفرزندت على است . بعد به من فرمود يزيد اين جريان را بعنوان امانت در اختيار تو ميگذارم مبادا بهر كس كه رسيدى بگوئى مگر كسى كه آراسته بزيور عقل يا مؤمنى آزموده يا شخصى پاكنهاد باشد كفران نعمت خدا را نكنى اگر ترا بعنوان گواه بر اين مطلب خواستند گواهى بده خداوند در قرآن كريم ميفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 1 » . باز ميفرمايد :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ
« 2 » .
عرضكردم به خدا هرگز چنين كارى نميكنم . فرمود : پيغمبر اكرم شروع كرد به تعريف كردن از فرزندم و فرمود : فرزندت على بنور خدا مىبيند و به راهنمائى او درك مىكند و بعلم خدا سخن ميگويد اشتباهى از او سر نميزند عالم است از نادانى فاصله دارد گنجينهاى از دانش و داورى است تو به زودى از او جدا خواهى شد چارهاى نيست ، وقتى از اين سفر برگشتى خود را آماده كن و هر چه
هامش
( 1 ) نساء آيه 58 خداوند دستور ميدهد امانتها را به كسانى كه صاحب آن هستند و شايستگى دارند بسپاريد .
( 2 ) بقره آيه 140 چه كسى ستمكارتر از كسى است كه شهادت خدا را كه نزد او است پنهان كند .