تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
فرمود : خدا و پيامبر درست فرمودند اتفاق افتادن اين جريان را به من خبر دادند در همين روز و همين ساعت و اجتماع مردم . خداوند در قرآن ميفرمايد :
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها . وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
زمين بارهاى گران خود را براى من خارج كرد . در اين موقع مردم برگشتند زلزله ايستاده بود . عبد اللَّه بعد از اسماعيل از همه برادران بزرگتر بود در نزد پدر بزرگوارش هيچ كدام به اندازه او قرب و منزلت نداشتند او را متهم كرده بودند كه در اعتقاد مخالف پدر خويش است . ميگفتند با حشويه رفت و آمد مىكند و تمايل بمذهب مرجئه دارد . پس از حضرت صادق عليه السّلام ادعاى امامت كرد به اين دليل كه من بزرگترين فرزند فعلى پدرم هستم ، گروهى از پيروان حضرت صادق عليه السّلام قبول كردند ولى بعد بيشترشان برگشتند جز تعداد بسيار كمى كه آنها را فطحى مذهب ميگفتند ، زيرا عبد اللَّه پاهايش دراز بود بعضى ميگويند نام فطحى از آن جهت بود كه رئيس اين مذهب كه آنها را دعوت و تبليغ به اين اعتقاد ميكرد مردى بنام عبد اللَّه افطح بود . در ارشاد مفيد مينويسد : اسحاق بن جعفر عليه السّلام مردى فاضل و صالح و پرهيزگار و كوشا در عبادت بود ، مردم از او حديث و آثارى روايت كرده‌اند . ابن كاسب هر وقت از او حديث نقل ميكرد ميگفت مرا حديث كرد ثقه پسنديده سيرت اسحاق بن جعفر عليه السّلام او معتقد بامامت برادرش حضرت موسى بن جعفر بود و از پدرش روايت در تصريح بامامت آن آقا نقل كرده . در عمده مينويسد : كنيه او ابا محمّد بوده كه مؤتمن لقب داشت در عريض متولد شد ، از همه مردم بيشتر شباهت به پيغمبر داشت او با برادرش موسى بن جعفر عليه السّلام از يك مادر بودند محدث جليلى بود بعضى از شيعيان مدعى امامت در باره او شده‌اند سفيان بن عيينه هر وقت از او حديث ميكرد ميگفت : حديث كرد مرا ثقه رضى اسحاق بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين عليه السّلام .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 266 | العلامة المجلسي / موسى خسروى