تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
محمّد بن جعفر مردى سخاوتمند و شجاع بود هميشه يك روز در ميان روزه ميگرفت . در آشپزخانه او هر روز يك گوسفند مصرف ميشد همعقيده با زيديها بود در قيام با شمشير در سال 199 بر مأمون خروج كرد در مكه پيروان جاروديه با او همداستان شدند مأمون سپاهى را بفرماندهى عيسى جلودى فرستاد او را شكست داد و اسير كرده پيش مأمون آورد ولى مأمون به او احترام گذاشت و از كشتنش صرف نظر كرد با خود او را بخراسان برد قبرش در بسطام است او همان كسى است كه قبلا گفتيم قبرش در گرگان است زيرا گرگان ناحيه‌ايست مشتمل بر شهرى كه آن را استرآباد ميگويند مانند مصر و قاهره و عراق و كوفه . در مجالس المؤمنين در ضمن احوال بايزيد بسطامى مينويسد : سلطان الجايتو خان دستور داد بر فراز قبر محمّد بن جعفر قبه‌اى بسازند گروهى بامامت او اعتقاد داشتند پس از پدرش كه آنها را سمطيه ميگفتند چون رئيس آنها يحيى بن ابى السمط نام داشت . على بن جعفر مردى كثير الفضل و بسيار پرهيزگار و صحيح الاعتقاد بود حديث بسيارى از برادرش موسى بن جعفر نقل كرده ، اين همان على بن جعفر مشهور به عريضى است كه تحت تربيت برادرش موسى بن جعفر بزرگ شد تمام شيعه او را تا امروز احترام ميكنند چهار يا پنج امام را درك كرده ، سيد در انوار مينويسد : كسى شبيه او در پرهيزگارى و فضل نبود پيوسته ملازم برادر خود موسى بن جعفر بود و معتقد بامامت حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد بود . هر وقت حضرت جواد عليه السّلام در بين بچه‌ها ميديد از مسجد ميان گروهى شيعيان حركت ميكرد خود را بقدمهاى او ميانداخت محاسن سفيد خود را به خاك قدمهاى او ميماليد ميگفت : خدا اين كودك را لايق امامت دانسته و امام است . اما مرا با اين محاسن سفيد شايسته امامت ندانسته . چون گروهى از شيعه به او پيشنهاد امامت ميكردند و ميگفتند تو امام هستى ادعا كن ولى او سخن ايشان را نمىپذيرفت . روايت شده كه حضرت جواد روزى تصميم رگ زدن داشت على بن جعفر
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 267 | العلامة المجلسي / موسى خسروى