تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
خداى يكتا . پرسيد دو تا ؟ گفت آدم و حوا . سؤال كرد سه تا ؟ فرمود نصرانيان به خدا دروغ بسته‌اند كه سومين سه تا است هرگز خداوند رفيق و فرزندى براى خود قرار نداده . گفت چهار تا چيست ؟ قرآن ، زبور ، تورات ، انجيل . گفت پنج تا ؟ فرمود پنج نماز واجب . پرسيد شش تا ؟ فرمود خداوند آسمانها و زمين و ما بين آن دو را در شش روز آفريده . پرسيد هفت تا ؟ فرمود هفت درب جهنم كه بر روى جهنميان بسته است . پرسيد هشت تا كدام است ؟ فرمود هشت درب بهشت . گفت نه تا ؟ فرمود نه گروه هستند كه در زمين فساد مىكنند و راه صلاح از پيش نخواهند گرفت . گفت ده تا ؟ فرمود ده روز ده‌گانه « 1 » گفت يازده تا ؟ جواب داد گفتار يوسف به پدرش ، بابا من يازده ستاره و خورشيد و ماه را ديدم برايم سجده كردند . پرسيد دوازده تا چيست ؟ فرمود ماه‌هاى سال . گفت بيست تا ؟ فرمود يوسف را به بيست درهم فروختند . گفت سى تا ؟ فرمود ماه رمضان روزه آن واجب است بر هر مؤمنى مگر مريض باشد يا در مسافرت . پرسيد چهل تا چيست ؟ فرمود قرار داد موسى سى شب بود خداوند آن را تكميل نمود با ده شب ديگر كه قرار داد به چهل شب پايان پذيرفت . گفت پنجاه تا ؟ فرمود نوح در ميان مردم هزار سال بجز پنجاه سال درنگ نمود . گفت شصت تا چيست ؟ فرمود دستور خداوند است در كفاره ظهار هر كس نتواند شصت نفر را طعام دهد وقتى قدرت روزه گرفتن دو ماه متوالى را نداشته باشد . پرسيد هفتاد تا چيست ؟ فرمود برگزيد موسى از ميان قوم خود هفتاد نفر را براى قرارگاه خدا . گفت پس هشتاد تا كدام است ؟ فرمود دهى در جزيره است كه به آن ثمانون مىگويند از آن ده ، نوح به كشتى نشست و بر جودى قرار گرفت و قوم غرق شدند . گفت نود تا چيست ؟ فرمود كشتى مشحون كه نوح نود خانه براى چهارپايان در
هامش
( 1 ) ايام ده روز ذى حجة